doffs

[ایالات متحده]/dɒfs/
[بریتانیا]/dɔfs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برمی‌دارد (یک کلاه یا لباس)

عبارات و ترکیب‌ها

doffs hat

حذف کلاه

doffs coat

حذف بارانی

doffs cap

حذف کلاهک

doffs gloves

حذف دستکش

doffs armor

حذف زره

doffs shoes

حذف کفش

doffs disguise

حذف پوشش

doffs uniform

حذف لباس فرم

doffs jacket

حذف ژاکت

doffs attire

حذف لباس

جملات نمونه

he doffs his hat in respect to the audience.

او در نشانه‌ی احترام به تماشاگران، کلاه خود را برمی‌دارد.

she doffs her coat when she enters the warm room.

او وقتی وارد اتاق گرم می‌شود، بارانی خود را برمی‌دارد.

the soldier doffs his uniform before going home.

سرباز قبل از رفتن به خانه، لباس نظامی خود را برمی‌دارد.

as a sign of humility, he doffs his cap.

به عنوان نشانه ای از تواضع، او کلاه خود را برمی‌دارد.

she doffs her gloves as she steps inside.

او با ورود به داخل، دستکش‌هایش را برمی‌دارد.

the gentleman doffs his hat to the lady.

آقاو به احترام به خانم، کلاه خود را برمی‌دارد.

he doffs his jacket when the weather gets warmer.

وقتی هوا گرمتر می‌شود، او ژاکتش را برمی‌دارد.

at the ceremony, he doffs his hat to honor the veterans.

در مراسم، او به احترام به جانبازان، کلاه خود را برمی‌دارد.

she doffs her scarf as she enters the cafe.

او با ورود به کافه، روسری خود را برمی‌دارد.

he doffs his beanie when he sees his friends.

وقتی دوستانش را می‌بیند، او کلاهش را برمی‌دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید