dogshits

[ایالات متحده]/dɒɡʃɪts/
[بریتانیا]/dɔɡʃɪts/

ترجمه

n. مدفوع سگ؛ مزخرفات؛ چیزهای بی‌ارزش یا پرخرج

عبارات و ترکیب‌ها

dogshits everywhere

فضولات سگ در همه جا

clean up dogshits

تمیز کردن فضولات سگ

avoid dogshits

اجتناب از فضولات سگ

step in dogshits

وارد شدن در فضولات سگ

dogshits on sidewalk

فضولات سگ روی پیاده رو

smell dogshits

بوییدن فضولات سگ

dogshits and trash

فضولات سگ و زباله

dogshits are disgusting

فضولات سگ زننده هستند

pick up dogshits

برداشتن فضولات سگ

dogshits in park

فضولات سگ در پارک

جملات نمونه

the dogshits on the lawn need to be cleaned up.

نیاز به جمع‌آوری فضولات سگ‌ها روی چمن است.

it's unpleasant to step in dogshits while walking.

قدم گذاشتن روی فضولات سگ‌ها هنگام پیاده‌روی ناخوشایند است.

he always forgets to pick up his dog's dogshits.

او همیشه فراموش می‌کند فضولات سگ خود را جمع کند.

the park has signs reminding owners to clean up their dogshits.

پارک دارای تابلوهایی است که به صاحبان یادآوری می‌کند فضولات سگ خود را جمع کنند.

dogshits can attract pests if left unattended.

فضولات سگ‌ها می‌توانند آفات را جذب کنند اگر بدون مراقبت رها شوند.

she was upset when her child stepped in dogshits.

وقتی فرزندش روی فضولات سگ قدم گذاشت، او ناراحت شد.

cleaning up dogshits is part of responsible pet ownership.

جمع‌آوری فضولات سگ بخشی از مسئولیت داشتن حیوان خانگی است.

he joked that his shoes were a magnet for dogshits.

او شوخی کرد که کفشش آهنربایی برای فضولات سگ بود.

dogshits can be a serious issue in urban areas.

فضولات سگ‌ها می‌توانند یک مشکل جدی در مناطق شهری باشند.

it's important to teach children about avoiding dogshits.

آموزش کودکان در مورد اجتناب از فضولات سگ‌ها مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید