doleful

[ایالات متحده]/ˈdəʊlfl/
[بریتانیا]/ˈdoʊlfl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پر از اندوه؛ غمگین؛ ملال‌آور؛ تیره.

جملات نمونه

he could be stricken off with doleful consequences.

او ممکن است با عواقب غم انگیز کنار گذاشته شود.

the doleful cries of lost sheep

اشک های غم انگیز گوسفندان گم شده

The chastised child looked at her father with a pathetic, doleful expression.

کودک سرزنش شده با چهره‌ای ناامیدانه و غمگین به پدرش نگاه کرد.

to sing a doleful song

برای خواندن یک ترانه غم انگیز

to deliver doleful news

برای ارائه اخبار غم انگیز

to wear a doleful look

برای داشتن چهره ای غم انگیز

to express doleful feelings

برای بیان احساسات غم انگیز

a doleful tone of voice

لحن صدای غم انگیز

نمونه‌های واقعی

" They are young, " said a slow, doleful voice from behind Harry.

«آنها جوان هستند،» صدایی آهسته و غمگین از پشت هری گفت.

منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix

But never doleful dream again shall break his happy slumber when

اما دیگر رویای غمگینی وجود نخواهد داشت که خواب خوش او را در هم بشکند.

منبع: American Version Language Arts Volume 6

" Take care, " answered another doleful voice.

«مراقب باش،» پاسخ دیگری با صدای غمگین.

منبع: Virgin Land (Part 1)

If he does go, the change will be doleful.

اگر او برود، تغییر غم انگیز خواهد بود.

منبع: Jane Eyre (Original Version)

He has been very silent and doleful of late.

او اخیراً بسیار ساکت و غمگین بوده است.

منبع: Difficult Times (Part 2)

There, there, you needn't look so doleful over it!

بله، بله، نیازی نیست اینقدر در مورد آن غمگین به نظر برسی!

منبع: The Gadfly (Original Version)

She passed into another ballad, this time a really doleful one.

او وارد یک ترانه دیگر شد، این بار یک ترانه غمگین.

منبع: Jane Eyre (Original Version)

A very ragged beggar had slouched up to them, with a doleful, monotonous whine.

یک گدا بسیار ژولیده به سمت آنها خم شد، با ناله ای غمگین و یکنواخت.

منبع: The Gadfly (Original Version)

'And it won't be your fault, ' she continued, looking into the candle with doleful eyes. '

«و تقصیر شما نخواهد بود،» او ادامه داد و با چشمان غمگین به شمع نگاه کرد.

منبع: A pair of blue eyes (Part 1)

His eyes closed and he began to sing in a doleful voice: I went to the animal fair.

چشمانش را بست و با صدای غمگین شروع به خواندن کرد: من به نمایشگاه حیوانات رفتم.

منبع: The heart is a lonely hunter.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید