dolore

[ایالات متحده]/dol-oh-reh/
[بریتانیا]/dol-oh-reh/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. درد؛ احساس نامطلوب یا رنج در بدن
شکل‌های واژه
جمعdolores

جملات نمونه

the patient complained of acute dolore in the lower abdomen.

بیمار درد حادی در ناحیه شکم پایین گزارش کرد.

she managed her chronic dolore with prescribed medication.

او با داروی تجویز شده خود از درد مزمن خود پیشگیری کرد.

doctors refer to joint dolore as arthralgia.

پزشکان به درد مفاصل به عنوان آرترالژی گفته می‌شود.

he felt a sharp dolore in his chest during the run.

او در حین دویدن یک درد تیز در قفسه سینه احساس کرد.

post-operative dolore is common but manageable.

درد پس از عمل رایج است اما قابل کنترل می‌باشد.

the severity of the dolore required immediate medical attention.

شدت درد نیاز به توجه پزشکی فوری داشت.

effective dolore management improves the patient's quality of life.

مدیریت موثر درد کیفیت زندگی بیمار را بهبود می‌بخشد.

the medical student learned about the pathways of dolore perception.

دانشجوی پزشکی در مورد مسیرهای درک درد یاد گرفت.

severe dolore can significantly affect mental health.

درد شدید می‌تواند به طور قابل توجهی سلامت روان را تحت تأثیر قرار دهد.

the nurse assessed the patient's dolore level using a scale.

پرستار سطح درد بیمار را با استفاده از یک مقیاس ارزیابی کرد.

nerve damage often results in persistent neurological dolore.

آسیب عصب اغلب منجر به درد عصبی مزمن می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید