donkeyman duties
وظایف مرد شتر
donkeyman role
نقش مرد شتر
donkeyman training
آموزش مرد شتر
donkeyman skills
مهارتهای مرد شتر
donkeyman position
موقعیت مرد شتر
donkeyman equipment
تجهیزات مرد شتر
donkeyman responsibilities
مسئولیتهای مرد شتر
donkeyman job
شغل مرد شتر
donkeyman tasks
وظایف مرد شتر
donkeyman experience
تجربه مرد شتر
the donkeyman worked tirelessly on the ship.
ملوان سختکوشانه روی کشتی کار میکرد.
every donkeyman knows the importance of safety at sea.
هر ملوان میداند که ایمنی در دریا چقدر مهم است.
the donkeyman was responsible for loading the cargo.
ملوان مسئولیت بارگیری محموله را بر عهده داشت.
as a donkeyman, he had to be strong and reliable.
به عنوان ملوان، او باید قوی و قابل اعتماد بود.
the donkeyman shouted commands to the crew.
ملوان دستورات را به خدمه فریاد میزد.
being a donkeyman requires good communication skills.
ملوان بودن نیازمند مهارتهای ارتباطی خوب است.
the donkeyman ensured that everything was secure before departure.
ملوان اطمینان حاصل کرد که قبل از عزیمت همه چیز امن باشد.
each donkeyman has a unique way of handling the animals.
هر ملوان روش منحصر به فردی برای رسیدگی به حیوانات دارد.
the donkeyman shared stories of his adventures at sea.
ملوان داستانهای ماجراجوییهای خود را در دریا با دیگران به اشتراک گذاشت.
training to be a donkeyman takes time and dedication.
آموزش برای ملوان بودن زمان و تعهد میبرد.
donkeyman duties
وظایف مرد شتر
donkeyman role
نقش مرد شتر
donkeyman training
آموزش مرد شتر
donkeyman skills
مهارتهای مرد شتر
donkeyman position
موقعیت مرد شتر
donkeyman equipment
تجهیزات مرد شتر
donkeyman responsibilities
مسئولیتهای مرد شتر
donkeyman job
شغل مرد شتر
donkeyman tasks
وظایف مرد شتر
donkeyman experience
تجربه مرد شتر
the donkeyman worked tirelessly on the ship.
ملوان سختکوشانه روی کشتی کار میکرد.
every donkeyman knows the importance of safety at sea.
هر ملوان میداند که ایمنی در دریا چقدر مهم است.
the donkeyman was responsible for loading the cargo.
ملوان مسئولیت بارگیری محموله را بر عهده داشت.
as a donkeyman, he had to be strong and reliable.
به عنوان ملوان، او باید قوی و قابل اعتماد بود.
the donkeyman shouted commands to the crew.
ملوان دستورات را به خدمه فریاد میزد.
being a donkeyman requires good communication skills.
ملوان بودن نیازمند مهارتهای ارتباطی خوب است.
the donkeyman ensured that everything was secure before departure.
ملوان اطمینان حاصل کرد که قبل از عزیمت همه چیز امن باشد.
each donkeyman has a unique way of handling the animals.
هر ملوان روش منحصر به فردی برای رسیدگی به حیوانات دارد.
the donkeyman shared stories of his adventures at sea.
ملوان داستانهای ماجراجوییهای خود را در دریا با دیگران به اشتراک گذاشت.
training to be a donkeyman takes time and dedication.
آموزش برای ملوان بودن زمان و تعهد میبرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید