douanier

[ایالات متحده]/ˌdwɑː.nɪˈeɪ/
[بریتانیا]/ˌdwɑː.nɪˈeɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مأمور گمرک
Word Forms
جمعdouaniers

عبارات و ترکیب‌ها

douanier inspection

بازرسی گمرکی

douanier fees

هزینه های گمرکی

douanier regulations

مقررات گمرکی

douanier clearance

ترخیص کالا از گمرک

douanier duties

وظایف گمرکی

douanier services

خدمات گمرکی

douanier agent

نماینده گمرکی

douanier policies

خط مشی گمرکی

douanier laws

قوانین گمرکی

douanier documents

مدارک گمرکی

جملات نمونه

the douanier checked my luggage at the airport.

گمرک‌چی چمدان‌های من را در فرودگاه بررسی کرد.

i had to declare my goods to the douanier.

من مجبور بودم کالاهایم را به گمرک‌چی اعلام کنم.

the douanier asked for my passport and visa.

گمرک‌چی از من پاسپورت و ویزا خواست.

the douanier was very polite during the inspection.

گمرک‌چی در طول بازرسی بسیار مؤدب بود.

my friend works as a douanier at the border.

دوست من به عنوان گمرک‌چی در مرز کار می‌کند.

the douanier confiscated the illegal items.

گمرک‌چی اقلام غیرقانونی را ضبط کرد.

it's important to follow the rules set by the douanier.

رعایت قوانین تعیین شده توسط گمرک‌چی مهم است.

the douanier provided information about customs regulations.

گمرک‌چی اطلاعاتی در مورد مقررات گمرکی ارائه داد.

when traveling, always be ready for questions from the douanier.

هنگام سفر، همیشه آماده سوالات گمرک‌چی باشید.

the douanier's job is to protect the country's borders.

وظیفه گمرک‌چی محافظت از مرزهای کشور است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید