douloureux

[ایالات متحده]//ˌduːlʊˈrɜː//
[بریتانیا]//ˌduːlʊˈrɜːr//

ترجمه

adj. دردناک؛ باعث ایجاد درد روانی یا جسمی؛ ناراحت کننده؛ باعث ایجاد افسردگی یا دشواری.

عبارات و ترکیب‌ها

moment douloureux

لحظه دردناک

souvenir douloureux

یادگار دردناک

passé douloureux

گذشته دردناک

choc douloureux

ضربه دردناک

état douloureux

وضعیت دردناک

réveil douloureux

وقت بیدار شدن دردناک

adieu douloureux

وداع دردناک

sentiment douloureux

احساس دردناک

désir douloureux

خواهش دردناک

جملات نمونه

the divorce was a painful experience for both of them.

این طلاق برای هر دوی آنها تجربه‌ای دردناک بود.

she keeps a painful memory of that day.

او یادگاری دردناک آن روز را حفظ می‌کند.

it was a painful decision to leave her job.

ترک شغلش تصمیمی دردناک بود.

the wound was extremely painful.

جراحی بسیار دردناکی بود.

he had to accept the painful truth.

او مجبور شد به واقعیت دردناک پذیرایی کند.

these are painful moments for the family.

این لحظات برای خانواده لحظات دردناکی هستند.

the loss of his friend was very painful.

زیان دوستش بسیار دردناک بود.

she carries a painful secret.

او یکسری مخفیات دردناک را حمل می‌کند.

the news came as a painful shock.

این خبر به عنوان یک ضرب‌الاعصار دردناک آمد.

it was a painful reminder of the past.

این یک یادآوری دردناک از گذشته بود.

making this choice was extremely painful for him.

این انتخاب برای او بسیار دردناک بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید