downinesses

[ایالات متحده]/ˈdaʊnɪnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈdaʊnɪnəsɪz/

ترجمه

n. ویژگی نرم یا پفکی بودن

عبارات و ترکیب‌ها

downinesses assessment

ارزیابی پُرز

downinesses analysis

تجزیه و تحلیل پُرز

downinesses measurement

اندازه گیری پُرز

downinesses evaluation

ارزیابی پُرز

downinesses comparison

مقایسه پُرز

downinesses report

گزارش پُرز

downinesses tracking

ردیابی پُرز

downinesses trends

روندهای پُرز

downinesses factors

عوامل پُرز

downinesses issues

مشکلات پُرز

جملات نمونه

the downinesses of the baby duck make it look so adorable.

نرمیِ جوجه اردک آن را بسیار دوست‌داشتنی نشان می‌دهد.

her sweater was soft, with downinesses that felt luxurious.

ژاکت او نرم بود، با نرمی‌هایی که حس لوکس بودن را القا می‌کرد.

the downinesses of the pillow provide extra comfort while sleeping.

نرمیِ بالش هنگام خواب راحتی بیشتری فراهم می‌کند.

he loved the downinesses of the blanket on cold nights.

او عاشق نرمیِ پتو در شب‌های سرد بود.

the downinesses of the chick were a sign of its youth.

نرمیِ جوجه نشان‌دهنده جوانی آن بود.

she admired the downinesses of the feathers in the cushion.

او به نرمیِ پرها در بالش خیره شد.

the downinesses on the surface of the fabric added a unique texture.

نرمیِ روی سطح پارچه بافتی منحصر به فرد به آن اضافه کرد.

children often love toys that have downinesses for a softer touch.

کودکان اغلب اسباب‌بازی‌هایی را که نرمی دارند به دلیل لمس نرم‌تر دوست دارند.

the downinesses of the clouds made the sky look fluffy.

نرمیِ ابرها باعث شد آسمان پف‌دار به نظر برسد.

she chose a coat with downinesses to keep warm in winter.

او یک کت با نرمی برای گرم ماندن در زمستان انتخاب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید