downrightnesses

[ایالات متحده]/ˈdaʊnˌraɪtnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈdaʊnˌraɪtnəsɪz/

ترجمه

n. کاملیت؛ تمام‌الکر; صریح‌بودن؛ مستقیم‌بودن؛ عمودی بودن؛ ایستادگی.

جملات نمونه

we admired his downrightnesses of character and moral clarity.

ما صداقت و پاکی دستوری او را تحسین کردیم.

her downrightnesses in business dealings earned her universal respect.

صداقت‌های او در معاملات کسب و کار به او احترام کلی را جلب کرد.

the manager valued such downrightnesses during the financial audit.

مدیر چنین صداقت‌هایی را در حین بازرسی مالی ارزشمند دانست.

various downrightnesses were displayed during the town hall meeting.

در جلسه اجتماع شهر، چندین صداقت نشان داده شد.

critics praised the actor's emotional downrightnesses on screen.

انتقادات به صداقت‌های عاطفی بازیگر روی پرده تحسین کردند.

such linguistic downrightnesses are rare in modern political speeches.

چنین صداقت‌های زبانی در سخنرانی‌های سیاسی مدرن نادر هستند.

their cultural downrightnesses contrasted with our subtle hints.

صداقت‌های فرهنگی آن‌ها با اشارات ظریف ما متفاوت بود.

historical downrightnesses often define great leaders in textbooks.

صداقت‌های تاریخی اغلب رهبران بزرگ را در کتاب‌های درسی تعریف می‌کنند.

one of his most notable downrightnesses was admitting the mistake.

یکی از صداقت‌های مهم‌تر او اعتراف به خطا بود.

true friendship requires mutual downrightnesses about personal feelings.

دوستانی واقعی نیاز به صداقت‌های متقابل درباره احساسات شخصی دارد.

the reporter investigated the downrightnesses behind the scandal.

گزارشگر به بررسی صداقت‌های پشت این اسکاندل پرداخت.

philosophical downrightnesses can sometimes feel blunt to sensitive listeners.

صداقت‌های فلسفی گاهی به گوش گیرندگان حساس تیز می‌رسد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید