doyenne

[ایالات متحده]/dɔiˈjen/
[بریتانیا]/dɔɪ'ɛn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زنی که در یک زمینه خاص بیشترین احترام یا برجستگی را دارد
Word Forms
جمعdoyennes

جملات نمونه

she became a doyenne of the London Irish music scene.

او به یک چهره برجسته در صحنه موسیقی ایرلندی لندن تبدیل شد.

She founded the club and is now our doyenne .

او این باشگاه را تأسیس کرد و اکنون چهره برجسته ما است.

mestic doyenne, was jailed for five months after being found guilty of obstructing justice during an investigation into a stock market deal.

چهره برجسته خانگی، به دلیل سد کردن روند اجرای عدالت در جریان تحقیقات در مورد یک معامله در بازار سهام، به مدت پنج ماه به زندان محکوم شد.

the doyenne of fashion designers

چهره برجسته طراحان مد

the doyenne of the music industry

چهره برجسته صنعت موسیقی

the doyenne of French cuisine

چهره برجسته آشپزی فرانسوی

the doyenne of the art world

چهره برجسته دنیای هنر

the doyenne of literature

چهره برجسته ادبیات

the doyenne of the theater

چهره برجسته تئاتر

the doyenne of women's rights activism

چهره برجسته فعالانه حقوق زنان

the doyenne of political commentary

چهره برجسته تحلیل های سیاسی

the doyenne of investigative journalism

چهره برجسته روزنامداری تحقیقی

the doyenne of environmental advocacy

چهره برجسته حمایت از محیط زیست

نمونه‌های واقعی

The idea was inspired by Caroline Schermerhorn Astor, the doyenne of Gilded Age New York, who regularly hosted the city's high society in her Fifth Avenue ballroom, which was said to fit about 400 people.

ایده از کارولین شرمرهورن آستور الهام گرفته بود، بانوی برجسته نیویورک در دوران طلایی، که به طور منظم از جامعه‌ی اشراف شهر در تالار رقص خیابان پنجم خود که گفته می‌شد حدود ۴۰۰ نفر را در خود جای می‌داد، پذیرایی می‌کرد.

منبع: New York Times

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید