driest

[ایالات متحده]/draɪəst/
[بریتانیا]/draɪəst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فرم عالی خشک؛ فاقد رطوبت؛ کسل‌کننده یا غیرجالب

عبارات و ترکیب‌ها

driest season

خشک‌ترین فصل

driest place

خشک‌ترین مکان

driest month

خشک‌ترین ماه

driest year

خشک‌ترین سال

driest climate

خشک‌ترین آب و هوا

driest conditions

خشک‌ترین شرایط

driest region

خشک‌ترین منطقه

driest period

خشک‌ترین دوره

driest terrain

خشک‌ترین زمین

driest environment

خشک‌ترین محیط

جملات نمونه

the driest place on earth is the atacama desert.

خشک‌ترین نقطه روی زمین، صحرای آتاکاما است.

this summer has been the driest in years.

این تابستان خشک‌ترین سالی بوده است که تا به حال تجربه کرده‌ایم.

he has the driest sense of humor i've ever encountered.

او خشک‌ترین حس شوخ طبعی را که تا به حال با آن مواجه شده‌ام، دارد.

the driest months usually occur in winter.

معمولاً خشک‌ترین ماه‌ها در زمستان اتفاق می‌افتند.

she prefers the driest wines for her meals.

او ترجیح می‌دهد برای وعده‌های غذایی خود شراب‌های خشک‌تری را انتخاب کند.

in the driest regions, water conservation is crucial.

در خشک‌ترین مناطق، صرفه‌جویی در مصرف آب بسیار مهم است.

the driest soil can be revitalized with proper care.

می‌توان خاک خشک را با مراقبت‌های مناسب احیا کرد.

he gave the driest answer possible to avoid further questions.

او خشک‌ترین پاسخ ممکن را داد تا از طرح سؤالات بیشتر جلوگیری کند.

they experienced the driest season on record.

آنها خشک‌ترین فصل را در تاریخ تجربه کردند.

the driest climate can be challenging for farmers.

آب و هوای خشک می‌تواند برای کشاورزان چالش‌برانگیز باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید