droughts

[ایالات متحده]/draʊts/
[بریتانیا]/draʊts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دوره‌های هوای خشک؛ موارد کمبود شدید آب

عبارات و ترکیب‌ها

severe droughts

خشکسالی‌های شدید

frequent droughts

خشکسالی‌های مکرر

droughts impact

اثرات خشکسالی

droughts worsen

خشکسالی تشدید می‌شود

droughts persist

خشکسالی ادامه می‌یابد

mitigate droughts

کاهش خشکسالی

droughts forecast

پیش‌بینی خشکسالی

droughts and floods

خشکسالی و سیل

manage droughts

مدیریت خشکسالی

droughts increase

خشکسالی افزایش می‌یابد

جملات نمونه

droughts can lead to severe food shortages.

خشکسالی‌ها می‌توانند منجر به کمبود شدید غذا شوند.

farmers are often affected by prolonged droughts.

کشاورزان اغلب تحت تأثیر خشکسالی‌های طولانی مدت قرار می‌گیرند.

many regions struggle to cope with recurring droughts.

مناطق بسیاری برای مقابله با خشکسالی‌های مکرر تلاش می‌کنند.

droughts can cause significant economic losses.

خشکسالی‌ها می‌توانند باعث خسارات اقتصادی قابل توجهی شوند.

water conservation is crucial during droughts.

حفظ آب در طول خشکسالی‌ها بسیار مهم است.

droughts affect both agriculture and livestock.

خشکسالی‌ها هم بر کشاورزی و هم بر دامداری تأثیر می‌گذارند.

governments often declare emergencies during severe droughts.

در طول خشکسالی‌های شدید، دولت‌ها اغلب وضعیت اضطراری اعلام می‌کنند.

climate change is contributing to the frequency of droughts.

تغییرات آب و هوایی در حال افزایش تکرار خشکسالی‌ها است.

innovative irrigation techniques can mitigate drought effects.

تکنیک‌های آبیاری نوآورانه می‌توانند اثرات خشکسالی را کاهش دهند.

community programs help farmers adapt to droughts.

برنامه‌های جامعه به کشاورزان کمک می‌کنند تا با خشکسالی سازگار شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید