drumbeaters

[ایالات متحده]/ˈdrʌmˌbiːtə/
[بریتانیا]/ˈdrʌmˌbiːtər/

ترجمه

n. فردی که چیزی را ترویج یا حمایت می‌کند، به‌ویژه در تبلیغات؛ فردی که به‌طور علنی از یک سیاست یا ایده حمایت می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

drumbeater role

نقش نوازنده طبل

drumbeater sound

صدای نوازنده طبل

drumbeater rhythm

ریتم نوازنده طبل

drumbeater style

سبک نوازنده طبل

drumbeater performance

اجای نوازنده طبل

drumbeater beat

ضرب نوازنده طبل

drumbeater technique

تکنیک نوازنده طبل

drumbeater band

گروه نوازنده طبل

drumbeater music

موسیقی نوازنده طبل

drumbeater session

جلسه نوازنده طبل

جملات نمونه

he is the drumbeater for the new project.

او مسئول تشویق و حمایت از پروژه جدید است.

the drumbeater rallied the team during the meeting.

او در طول جلسه، تیم را متحد کرد.

as a drumbeater, she motivates everyone to work harder.

به عنوان تشویق‌کننده، او همه را به تلاش بیشتر ترغیب می‌کند.

they need a drumbeater to lead the campaign.

آنها به یک تشویق‌کننده برای هدایت کمپین نیاز دارند.

the drumbeater played a crucial role in the success of the event.

تشویق‌کننده نقش مهمی در موفقیت رویداد داشت.

he acts as a drumbeater for the charity organization.

او به عنوان تشویق‌کننده برای سازمان خیریه عمل می‌کند.

being a drumbeater requires strong leadership skills.

تشویق‌کننده بودن نیازمند مهارت‌های رهبری قوی است.

the drumbeater's enthusiasm was contagious.

اشتیاق تشویق‌کننده بسیار واگیردار بود.

she has always been the drumbeater for social change.

او همیشه تشویق‌کننده تغییرات اجتماعی بوده است.

in every project, a drumbeater is essential for motivation.

در هر پروژه، یک تشویق‌کننده برای ایجاد انگیزه ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید