drypiss

[ایالات متحده]//ˈdraɪpɪsɪz//
[بریتانیا]//ˈdraɪpɪsɪz//

ترجمه

n. جمع drypis؛ (دستور زبان اینترنتی) لیچ

عبارات و ترکیب‌ها

drypisses

ترشحات خشک

drypissing

ترشح خشک کردن

drypissed

ترشح خشک شده

no drypiss

هیچ ترشح خشکی

a drypiss

یک ترشح خشک

the drypiss

ترشح خشک

drypiss smell

بوی ترشح خشک

hot drypiss

ترشح خشک گرم

total drypiss

کل ترشح خشک

جملات نمونه

the drypiss weather cracked the soil.

آب و هواي خشک پوست خاک را شکست.

his drypiss humor made everyone uncomfortable.

خنده‌ي خشک او باعث ناراحتی همه شد.

the old man had a drypiss cough.

آقای باسن یک سرفه‌ي خشک داشت.

the desert was completely drypiss.

بیابان宣 کاملاً خشک بود.

her drypiss voice echoed in the hall.

صوت خشک او در سالن تکان داد.

the drypiss leaves rustled in the wind.

برگ‌های خشک در باد لرزیدند.

he gave a drypiss laugh.

او یک خنده‌ي خشک داد.

the drought left the land drypiss.

کم‌آبی زمین را خشک گذاشت.

his drypiss commentary bored the audience.

توضیحات خشک او مخاطبین را خسته کرد.

the air was drypiss and cold.

هوا خشک و سرد بود.

she felt drypiss after running in the heat.

پس از دویدن در گرما، او خشکی احساس کرد.

the drypiss riverbed showed no signs of life.

چشمه‌ي خشکی علامتی از زندگی نشان نمی‌داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید