drysaltery

[ایالات متحده]/ˈdraɪsəltri/
[بریتانیا]/ˈdraɪsəltri/

ترجمه

n. فروشگاهی که کالاهای خشک، به ویژه ماهی و گوشت می‌فروشد

عبارات و ترکیب‌ها

drysaltery business

کسب و کار خشک‌شالی

drysaltery products

محصولات خشک‌شالی

drysaltery industry

صنعت خشک‌شالی

drysaltery goods

کالاهای خشک‌شالی

drysaltery trade

تجارت خشک‌شالی

drysaltery market

بازار خشک‌شالی

drysaltery supplies

تجهیزات خشک‌شالی

drysaltery techniques

تکنیک‌های خشک‌شالی

drysaltery methods

روش‌های خشک‌شالی

drysaltery equipment

تجهیزات خشک‌شالی

جملات نمونه

the drysaltery supplied the local markets with preserved fish.

کارگاه نمک‌زنی، بازارهای محلی را با ماهی‌های کنسرو شده تامین می‌کرد.

she worked at the drysaltery, learning the art of curing meats.

او در کارگاه نمک‌زنی کار می‌کرد و هنر نمک‌زدن گوشت را یاد می‌گرفت.

the drysaltery had a wide range of pickled products.

کارگاه نمک‌زنی طیف گسترده‌ای از محصولات ترشی شده داشت.

many people visited the drysaltery for its unique flavors.

بسیاری از مردم برای طعم‌های منحصر به فردش از کارگاه نمک‌زنی بازدید می‌کردند.

he decided to open a drysaltery after years of experience.

پس از سال‌ها تجربه، او تصمیم گرفت یک کارگاه نمک‌زنی باز کند.

the drysaltery's reputation for quality attracted many customers.

شهرت کارگاه نمک‌زنی برای کیفیت، مشتریان زیادی را جذب کرد.

they specialized in seafood at the local drysaltery.

آنها در کارگاه نمک‌زنی محلی در زمینه غذاهای دریایی تخصص داشتند.

at the drysaltery, you can find various spices for preservation.

در کارگاه نمک‌زنی، می‌توانید انواع ادویه‌جات برای نگهداری پیدا کنید.

the drysaltery played a crucial role in the community's food supply.

کارگاه نمک‌زنی نقش مهمی در تامین غذای جامعه ایفا می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید