dumbles

[ایالات متحده]/ˈdʌmbəlz/
[بریتانیا]/ˈdʌmbəlz/

ترجمه

n. یک نام شخصی

عبارات و ترکیب‌ها

he dumbles

او دامبل می‌کند

she dumbles

او دامبل می‌کند

the dumbles

دامبل‌ها

dumbled quietly

به‌طور خفیه دامبل کرد

always dumbles

همیشه دامبل می‌کند

never dumbles

هرگز دامبل نمی‌کند

dumbles about

در مورد دامبل می‌کند

dumbles often

اغلب دامبل می‌کند

dumbles still

همچنان دامبل می‌کند

جملات نمونه

the old oak tree stood dumbles through the winter storm.

درخت گردو قدیمی با سکوت در برابر باران زимه ایستاد.

she watched with dumbles patience as the children played.

او با سکوت و صبر به کودکان بازی کردن را نگاه می کرد.

the mountains rose dumbles against the morning sky.

کوه ها با سکوت در برابر آسمان صبحی بالا می رفتند.

he offered a dumbles gesture of agreement.

او با یک حرکت سکوت علامت موافقت می داد.

the dumbles beauty of the sunset captivated them all.

زیبایی سکوت غروب خورشید آنها را به شدت جذب کرد.

she accepted the news with dumbles composure.

او با سکوت و آرامش خبر را پذیرفت.

the dumbles scholar observed everything but spoke little.

دانشمند سکوت همه چیز را مشاهده می کرد اما کمی صحبت می کرد.

night fell dumbles over the sleeping village.

شب با سکوت بر روی روستای خوابیده فروپاشید.

the old dog lay dumbles by the fireplace.

سگ قدیمی با سکوت در کنار بخاری قرار داشت.

they shared a dumbles moment of understanding.

آنها یک لحظه سکوت درک را به اشتراک گذاشتند.

the dumplings steam rose dumbles from the kitchen.

بخار مکرونه با سکوت از آشپزخانه بالا می آمد.

she walked dumbles through the empty halls.

او با سکوت از طریق گالری های خالی پیاده روی می کرد.

the dumbles wisdom of the elders guided the village.

حکمت سکوت افراد بزرگسال روستا را هدایت می کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید