dummies

[ایالات متحده]/ˈdʌmiz/
[بریتانیا]/ˈdʌmiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نسخه‌ها یا کپی‌ها؛ نوک‌های لاستیکی؛ احمق‌ها یا نادان‌ها؛ پاس‌های دمی در ورزش

عبارات و ترکیب‌ها

for dummies

برای افراد مبتدی

dummy text

متن نمونه

dummy data

داده نمونه

dummy variable

متغیر نمونه

dummies guide

راهنمای افراد مبتدی

dummies book

کتاب برای افراد مبتدی

dummies version

نسخه برای افراد مبتدی

dummies manual

دفترچه راهنمای افراد مبتدی

dummies course

دوره آموزشی برای افراد مبتدی

dummies tutorial

آموزش برای افراد مبتدی

جملات نمونه

don't be a dummy; ask for help when you need it.

اینقدر احمق نباشید؛ وقتی به آن نیاز دارید از دیگران کمک بخواهید.

this book is for dummies who want to learn coding.

این کتاب برای افراد نادانی است که می‌خواهند برنامه‌نویسی یاد بگیرند.

even dummies can learn how to cook with this guide.

حتی افراد نادان هم می‌توانند با این راهنما یاد بگیرند چگونه آشپزی کنند.

he made a dummy mistake in the exam.

او یک اشتباه احمقانه در امتحان کرد.

don't worry, it's just a dummy project.

نگران نباشید، فقط یک پروژه آزمایشی است.

she explained the concept in a way that even dummies could understand.

او مفهوم را به گونه‌ای توضیح داد که حتی افراد نادان هم بتوانند آن را درک کنند.

using dummies in training can help improve skills.

استفاده از افراد آزمایشی در آموزش می‌تواند به بهبود مهارت‌ها کمک کند.

he felt like a dummy for forgetting her birthday.

او احساس می‌کرد که به خاطر فراموش کردن تولدش احمق است.

this software is designed for dummies who are new to computers.

این نرم‌افزار برای افراد نادانی طراحی شده است که تازه با کامپیوتر آشنا شده‌اند.

the tutorial is perfect for dummies who need a step-by-step guide.

این آموزش برای افراد نادانی که به یک راهنمای گام به گام نیاز دارند، عالی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید