dumpinesses

[ایالات متحده]/dʌmˈpɪnəsɪz/
[بریتانیا]/dʌmˈpɪnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت کوتاه و چاق بودن

عبارات و ترکیب‌ها

various dumpinesses

دمپینگ‌های متنوع

perceived dumpinesses

دمپینگ‌های درک‌شده

notable dumpinesses

دمپینگ‌های قابل توجه

extreme dumpinesses

دمپینگ‌های شدید

sudden dumpinesses

دمپینگ‌های ناگهانی

unexpected dumpinesses

دمپینگ‌های غیرمنتظره

common dumpinesses

دمپینگ‌های رایج

varied dumpinesses

دمپینگ‌های متنوع

temporary dumpinesses

دمپینگ‌های موقتی

multiple dumpinesses

دمپینگ‌های متعدد

جملات نمونه

her dumpinesses made her feel self-conscious at the party.

حالت چاق بودن او باعث می‌شد در مهمانی احساس ناامنی کند.

despite his dumpinesses, he was confident in his appearance.

با وجود چاق بودن، او در مورد ظاهر خود اعتماد به نفس داشت.

people often overlook dumpinesses when they have a great personality.

افراد اغلب حالت چاق بودن را نادیده می‌گیرند وقتی که شخصیت خوبی دارند.

her dumpinesses were not a barrier to her success.

حالت چاق بودن او مانع موفقیتش نشد.

he embraced his dumpinesses and focused on his talents.

او از حالت چاق بودنش استقبال کرد و بر استعدادهای خود تمرکز کرد.

dumpinesses can be charming in their own way.

حالت چاق بودن می‌تواند به روش خود جذاب باشد.

her dumpinesses didn't stop her from being a fashion icon.

حالت چاق بودن او را از تبدیل شدن به یک نماد مد باز نداشت.

people with dumpinesses often have unique fashion styles.

افرادی که حالت چاق دارند اغلب سبک‌های مد منحصربه‌فردی دارند.

he joked about his dumpinesses to lighten the mood.

او برای تلطیف فضا در مورد حالت چاق بودنش شوخی کرد.

her dumpinesses were just a part of who she is.

حالت چاق بودن او فقط بخشی از وجودش بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید