dustbins

[ایالات متحده]/ˈdʌstbɪnz/
[بریتانیا]/ˈdʌstbɪnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (خانگی) سطل‌های زباله

عبارات و ترکیب‌ها

empty dustbins

سطل‌های خالی

full dustbins

سطل‌های پر

clean dustbins

سطل‌های تمیز

dustbins overflow

سرریز شدن سطل‌ها

recycling dustbins

سطل‌های بازیافت

dustbins collection

جمع‌آوری سطل‌ها

dustbins disposal

دور ریختن سطل‌ها

dustbins location

محل قرارگیری سطل‌ها

dustbins maintenance

نگهداری سطل‌ها

dustbins placement

قرار دادن سطل‌ها

جملات نمونه

we need more dustbins in the park to keep it clean.

ما به تعداد بیشتری سطل زباله در پارک برای تمیز نگه داشتن آن نیاز داریم.

don't forget to empty the dustbins regularly.

فراموش نکنید که به طور مرتب سطل‌های زباله را خالی کنید.

there are different types of dustbins for recycling waste.

انواع مختلفی از سطل‌های زباله برای بازیافت زباله وجود دارد.

children should be taught to use dustbins properly.

باید به کودکان آموزش داده شود که چگونه به درستی از سطل‌های زباله استفاده کنند.

the dustbins were overflowing after the festival.

سطل‌های زباله پس از جشنواره سرریز شده بودند.

we should place dustbins at every bus stop.

ما باید در هر ایستگاه اتوبوس سطل زباله قرار دهیم.

dustbins help reduce litter in public spaces.

سطل‌های زباله به کاهش زباله در فضاهای عمومی کمک می‌کنند.

some dustbins are designed to be animal-proof.

برخی از سطل‌های زباله به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در برابر حیوانات مقاوم باشند.

it's important to label dustbins for different waste types.

برچسب‌گذاری سطل‌های زباله برای انواع مختلف زباله مهم است.

people often ignore the dustbins and litter the ground.

مردم اغلب سطل‌های زباله را نادیده می‌گیرند و زمین را آلوده می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید