dustpanfuls

[ایالات متحده]/ˈdʌstpænfʊlz/
[بریتانیا]/ˈdʌstpænfʊlz/

ترجمه

n. به اندازه یک دستگرد می‌تواند حجم داشته باشد؛ یک دستگرد (فرم جمع)

عبارات و ترکیب‌ها

two dustpanfuls

دو دست‌پان‌پر

several dustpanfuls

چند دست‌پان‌پر

three dustpanfuls

سه دست‌پان‌پر

many dustpanfuls

بیش‌ال‌عدد دست‌پان‌پر

few dustpanfuls

چند دست‌پان‌پر

scooped dustpanfuls

دست‌پان‌پر‌های جمع‌آوری شده

collected dustpanfuls

دست‌پان‌پر‌های جمع‌آوری شده

empty dustpanfuls

دست‌پان‌پر‌های خالی

heavy dustpanfuls

دست‌پان‌پر‌های سنگین

full dustpanfuls

دست‌پان‌پر‌های پر

جملات نمونه

he swept up several dustpanfuls of dirt from the garage floor.

او چند دسته‌ی گرد و غبار از زمین کارگاه را جمع کرد.

the janitor removed two dustpanfuls of broken glass near the window.

نظیف‌کار دو دسته‌ی شیشه‌های شکسته نزدیک پنجره را جمع کرد.

after the party, we collected three dustpanfuls of confetti from the carpet.

پس از جشن، ما سه دسته‌ی گوشه‌های رنگی را از کف چاپال جمع کردیم.

she dumped a few dustpanfuls of sawdust into the trash can.

او چند دسته‌ی گرد و غبار چوب را در کیسه‌ی زباله ریخت.

the construction worker swept multiple dustpanfuls of concrete dust outside.

کارگر ساخت و ساز چند دسته‌ی گرد و غبار بتن را در بیرون جمع کرد.

it took five dustpanfuls to clean up the spilled cat litter.

جمع کردن گرد و غبار گربه‌ای که اسپری شده بود، پنج دسته‌ی گرد و غبار لازم داشت.

the gardener gathered several dustpanfuls of dried leaves and debris.

باغبان چند دسته‌ی برگ‌های خشک و گرد و غبار را جمع کرد.

my child proudly showed me two dustpanfuls of sand he cleaned.

پسر من با افتخار دو دسته‌ی ریزه‌هایی که تمیز کرده بود را به من نشان داد.

we needed many dustpanfuls to remove the wood shavings from the workshop.

برای جمع کردن گرد و غبار چوب از کارگاه، ما نیاز به چند دسته‌ی گرد و غبار داشتیم.

the cleaner emptied four dustpanfuls of ash from the fireplace.

نظیف‌کار چهار دسته‌ی خاکستر از کوره را خالی کرد.

he brushed countless dustpanfuls of metal filings off the workbench.

او گرد و غبار چند دسته‌ی ذرات فلزی را از روی میز کار پاک کرد.

she swept two dustpanfuls of snow that had blown onto the porch.

او دو دسته‌ی برفی که به دوشیب پرتاب شده بود، را جمع کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید