dysphonia treatment
درمان دیس فونی
dysphonia symptoms
علائم دیس فونی
dysphonia assessment
ارزیابی دیس فونی
dysphonia causes
علت های دیس فونی
dysphonia therapy
درمان های دیس فونی
dysphonia diagnosis
تشخیص دیس فونی
dysphonia management
مدیریت دیس فونی
dysphonia exercises
تمرینات دیس فونی
dysphonia voice
صدای دیس فونی
dysphonia evaluation
ارزیابی دیس فونی
she was diagnosed with dysphonia after her cold.
او پس از سرماخوردگی با اختلال در صدا (دیس فونی) تشخیص داده شد.
dysphonia can affect a person's ability to speak clearly.
دیس فونی می تواند توانایی یک فرد برای صحبت کردن واضح را تحت تاثیر قرار دهد.
he sought therapy to improve his dysphonia.
او برای بهبود دیس فونی خود به دنبال درمان بود.
many singers struggle with dysphonia at some point in their careers.
بسیاری از خوانندگان در طول دوران حرفه خود با دیس فونی دست و پنجه نرم می کنند.
dysphonia may result from overuse of the voice.
دیس فونی ممکن است ناشی از استفاده بیش از حد از صدا باشد.
she experienced dysphonia after shouting at a concert.
او پس از فریاد زدن در یک کنسرت دچار دیس فونی شد.
doctors recommend vocal rest for patients with dysphonia.
پزشکان استراحت صوتی را برای بیماران مبتلا به دیس فونی توصیه می کنند.
he was concerned that his dysphonia would affect his job.
او نگران بود که دیس فونی او بر شغلش تأثیر بگذارد.
therapists use various techniques to treat dysphonia.
درمانگران از تکنیک های مختلف برای درمان دیس فونی استفاده می کنند.
understanding the causes of dysphonia is important for treatment.
درک علل دیس فونی برای درمان مهم است.
dysphonia treatment
درمان دیس فونی
dysphonia symptoms
علائم دیس فونی
dysphonia assessment
ارزیابی دیس فونی
dysphonia causes
علت های دیس فونی
dysphonia therapy
درمان های دیس فونی
dysphonia diagnosis
تشخیص دیس فونی
dysphonia management
مدیریت دیس فونی
dysphonia exercises
تمرینات دیس فونی
dysphonia voice
صدای دیس فونی
dysphonia evaluation
ارزیابی دیس فونی
she was diagnosed with dysphonia after her cold.
او پس از سرماخوردگی با اختلال در صدا (دیس فونی) تشخیص داده شد.
dysphonia can affect a person's ability to speak clearly.
دیس فونی می تواند توانایی یک فرد برای صحبت کردن واضح را تحت تاثیر قرار دهد.
he sought therapy to improve his dysphonia.
او برای بهبود دیس فونی خود به دنبال درمان بود.
many singers struggle with dysphonia at some point in their careers.
بسیاری از خوانندگان در طول دوران حرفه خود با دیس فونی دست و پنجه نرم می کنند.
dysphonia may result from overuse of the voice.
دیس فونی ممکن است ناشی از استفاده بیش از حد از صدا باشد.
she experienced dysphonia after shouting at a concert.
او پس از فریاد زدن در یک کنسرت دچار دیس فونی شد.
doctors recommend vocal rest for patients with dysphonia.
پزشکان استراحت صوتی را برای بیماران مبتلا به دیس فونی توصیه می کنند.
he was concerned that his dysphonia would affect his job.
او نگران بود که دیس فونی او بر شغلش تأثیر بگذارد.
therapists use various techniques to treat dysphonia.
درمانگران از تکنیک های مختلف برای درمان دیس فونی استفاده می کنند.
understanding the causes of dysphonia is important for treatment.
درک علل دیس فونی برای درمان مهم است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید