dysuria

[ایالات متحده]/dɪsˈjʊə.ri.ə/
[بریتانیا]/dɪsˈjʊr.i.ə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ادرار کردن دشوار یا دردناک
Word Forms
جمعdysurias

عبارات و ترکیب‌ها

dysuria symptoms

علائم دیسوری

dysuria treatment

درمان دیسوری

dysuria causes

علت های دیسوری

dysuria diagnosis

تشخیص دیسوری

dysuria management

مدیریت دیسوری

acute dysuria

دیسوری حاد

chronic dysuria

دیسوری مزمن

postcoital dysuria

دیسوری پس از مقاربت

dysuria relief

تسکین دیسوری

dysuria evaluation

ارزیابی دیسوری

جملات نمونه

she is experiencing dysuria after the recent surgery.

او پس از جراحی اخیر دچار دیزیوری (احساس درد هنگام ادرار) شده است.

dysuria can be a symptom of a urinary tract infection.

دیزیوری می‌تواند علامتی از عفونت دستگاه ادراری باشد.

he should see a doctor if he has persistent dysuria.

اگر دیزیوری مداوم دارد باید به پزشک مراجعه کند.

dysuria may also occur due to dehydration.

دیزیوری ممکن است به دلیل کم آبی بدن نیز رخ دهد.

she was advised to drink more fluids to alleviate her dysuria.

به او توصیه شد برای تسکین دیزیوری خود آب بیشتری بنوشد.

common treatments for dysuria include antibiotics.

درمان‌های رایج برای دیزیوری شامل آنتی‌بیوتیک‌ها است.

he reported dysuria along with lower abdominal pain.

او دیزیوری همراه با درد در قسمت پایین شکم را گزارش کرد.

dysuria can be caused by various medical conditions.

دیزیوری می‌تواند ناشی از شرایط پزشکی مختلف باشد.

it's important to identify the cause of dysuria for proper treatment.

برای درمان مناسب، شناسایی علت دیزیوری مهم است.

she felt embarrassed discussing her dysuria with the doctor.

او احساس خجالت می‌کرد که دیزیوری خود را با پزشک در میان گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید