eatables

[ایالات متحده]/'iːtəb(ə)l/
[بریتانیا]/'itəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل مصرف به عنوان غذا
n. چیزی که می‌توان خورد، غذا

جملات نمونه

parcels of eatables and gifts.

بسته‌های خوراکی و هدایا

6.There are people who strictly deprive themselves of each and every eatable, drinkable, and smokable which has in any way acquired a shady reputation.

6.افرادی هستند که به شدت خود را از هر خوراکی، نوشیدنی و دخانیاتی که به هر نحوی شهرت بد کسب کرده است، محروم می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید