echography

[ایالات متحده]/ˌiː.kəʊˈɡrɒf.i/
[بریتانیا]/ˌiː.kəˈɡrɑː.fɪ/

ترجمه

n. (یک تکنیک پزشکی که از اولتراسوند برای معاینه و تشخیص استفاده می‌کند)
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

medical echography

اکوگرافی پزشکی

abdominal echography

اکوگرافی شکمی

cardiac echography

اکوگرافی قلبی

diagnostic echography

اکوگرافی تشخیصی

transvaginal echography

اکوگرافی ترانس واژینال

ultrasound echography

اکوگرافی سونوگرافی

pelvic echography

اکوگرافی لگنی

echography report

گزارش اکوگرافی

echography imaging

تصویربرداری اکوگرافی

fetal echography

اکوگرافی جنینی

جملات نمونه

she went for an echography to check on the baby's health.

او برای بررسی وضعیت سلامتی نوزاد به سونوگرافی رفت.

the doctor recommended an echography to diagnose the condition.

پزشک سونوگرافی را برای تشخیص وضعیت توصیه کرد.

after the echography, the results were explained to the patient.

پس از سونوگرافی، نتایج برای بیمار توضیح داده شد.

an echography is a non-invasive procedure.

سونوگرافی یک روش غیرتهاجمی است.

she was nervous before her echography appointment.

او قبل از قرار ملاقات سونوگرافی مضطرب بود.

the echography revealed important information about his health.

سونوگرافی اطلاعات مهمی در مورد سلامتی او نشان داد.

they used echography to monitor the growth of the fetus.

آنها از سونوگرافی برای نظارت بر رشد جنین استفاده کردند.

understanding echography results can be challenging for patients.

درک نتایج سونوگرافی می تواند برای بیماران چالش برانگیز باشد.

the technician performed the echography with great care.

تکنسین سونوگرافی را با دقت فراوان انجام داد.

many hospitals offer echography as part of routine check-ups.

بسیاری از بیمارستان ها سونوگرافی را به عنوان بخشی از معاینات روتین ارائه می دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید