ectasias

[ایالات متحده]/ɛkˈteɪziəs/
[بریتانیا]/ɛkˈteɪziəs/

ترجمه

n. گشادگی یا انبساط یک ساختار یا بخشی از بدن

عبارات و ترکیب‌ها

pulmonary ectasias

گشاد شدن عروق ریه

vascular ectasias

گشاد شدن عروق

esophageal ectasias

گشاد شدن مری

congenital ectasias

گشاد شدن مادرزادی

cerebral ectasias

گشاد شدن عروق مغزی

renal ectasias

گشاد شدن عروق کلیه

arterial ectasias

گشاد شدن شریان‌ها

intestinal ectasias

گشاد شدن روده

gastrointestinal ectasias

گشاد شدن عروق گوارشی

ophthalmic ectasias

گشاد شدن عروق چشم

جملات نمونه

the doctor explained that ectasias can lead to serious complications.

پزشک توضیح داد که اکتازیاها می‌توانند منجر به عوارض جدی شوند.

patients with ectasias often require careful monitoring.

بیماران مبتلا به اکتازیا اغلب به نظارت دقیق نیاز دارند.

ectasias of the blood vessels can cause various symptoms.

اکتازیاهای عروق خونی می‌توانند باعث علائم مختلفی شوند.

research on ectasias is still ongoing in the medical community.

تحقیقات در مورد اکتازیاها همچنان در جامعه پزشکی در حال انجام است.

identifying ectasias early can improve treatment outcomes.

تشخیص زودهنگام اکتازیاها می‌تواند نتایج درمان را بهبود بخشد.

some genetic factors may contribute to the development of ectasias.

برخی عوامل ژنتیکی ممکن است به ایجاد اکتازیاها کمک کنند.

ectasias are often diagnosed through imaging techniques.

اکتازیاها اغلب از طریق تکنیک‌های تصویربرداری تشخیص داده می‌شوند.

understanding ectasias can help in developing better therapies.

درک اکتازیاها می‌تواند به توسعه درمان‌های بهتر کمک کند.

patients might experience discomfort due to ectasias.

بیماران ممکن است به دلیل اکتازیاها ناراحتی را تجربه کنند.

doctors may recommend surgery for severe cases of ectasias.

پزشکان ممکن است جراحی را برای موارد شدید اکتازیا توصیه کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید