ecu

[ایالات متحده]/'ekju:/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

abbr. واحد پولی اروپایی.
Word Forms
جمعecus

جملات نمونه

The car's ECU controls the engine's performance.

واحد کنترل الکترونیکی خودرو (ECU) عملکرد موتور را کنترل می‌کند.

The mechanic is checking the ECU for any malfunctions.

مکانیک در حال بررسی ECU برای هرگونه خرابی است.

Upgrading the ECU can improve fuel efficiency.

ارتقاء ECU می‌تواند باعث بهبود راندمان سوخت شود.

The ECU is a crucial component in modern vehicles.

ECU یک جزء حیاتی در خودروهای مدرن است.

A faulty ECU can lead to various performance issues.

ECU معیوب می‌تواند منجر به مشکلات عملکردی مختلف شود.

The ECU stores information about the vehicle's operation.

ECU اطلاعاتی در مورد عملکرد خودرو ذخیره می‌کند.

Many automotive problems can be diagnosed through the ECU.

بسیاری از مشکلات خودرو را می‌توان از طریق ECU تشخیص داد.

The ECU communicates with different systems in the vehicle.

ECU با سیستم‌های مختلف در خودرو ارتباط برقرار می‌کند.

Proper maintenance of the ECU is essential for vehicle reliability.

نگهداری مناسب از ECU برای قابلیت اطمینان خودرو ضروری است.

The ECU plays a key role in regulating engine performance.

ECU نقش کلیدی در تنظیم عملکرد موتور ایفا می‌کند.

نمونه‌های واقعی

Are we full-on ECU right now?

آیا ما در حال حاضر به طور کامل ECU هستیم؟

منبع: Connection Magazine

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید