edemata

[ایالات متحده]/ɪˈdiːmə/
[بریتانیا]/ɪˈdimə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تورم ناشی از مایع اضافی در بافت‌های بدن؛ وضعیت پزشکی تورم؛ تورم بافت غده‌ای

عبارات و ترکیب‌ها

pulmonary edema

ادم ریوی

peripheral edema

ادم محیطی

cerebral edema

ادم مغزی

edema treatment

درمان ادم

edema management

مدیریت ادم

edema symptoms

علائم ادم

edema causes

علت ادم

localized edema

ادم موضعی

edema diagnosis

تشخیص ادم

edema risk

خطر ادم

جملات نمونه

edema can occur due to various medical conditions.

تورم می‌تواند به دلیل شرایط پزشکی مختلف رخ دهد.

patients with heart failure often experience edema.

بیماران مبتلا به نارسایی قلبی اغلب دچار ادم می‌شوند.

elevating the legs can help reduce edema.

بلند کردن پاها می‌تواند به کاهش ادم کمک کند.

diuretics are commonly prescribed to treat edema.

داروهای دیورتیک به طور معمول برای درمان ادم تجویز می‌شوند.

edema can be a side effect of certain medications.

ادم می‌تواند یک عارضه جانبی برخی داروها باشد.

chronic edema may require medical intervention.

ادم مزمن ممکن است نیاز به مداخله پزشکی داشته باشد.

symptoms of edema include swelling and discomfort.

علائم ادم شامل تورم و ناراحتی است.

monitoring fluid intake can help manage edema.

نظارت بر مصرف مایعات می‌تواند به مدیریت ادم کمک کند.

edema can affect different parts of the body.

ادم می‌تواند قسمت‌های مختلف بدن را تحت تاثیر قرار دهد.

consulting a doctor is important if you notice edema.

مشورت با پزشک در صورت مشاهده ادم مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید