edibleness

[ایالات متحده]/ˈɛdɪb(ə)lnəs/
[بریتانیا]/ˈɛdɪb(ə)lnəs/

ترجمه

n. کیفیت مناسب برای خوردن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

high edibleness

قابلیت خوردن بالا

edibleness rating

امتیاز قابلیت خوردن

edibleness test

تست قابلیت خوردن

edibleness factor

ضریب قابلیت خوردن

edibleness criteria

معیارهای قابلیت خوردن

edibleness assessment

ارزیابی قابلیت خوردن

edibleness level

سطح قابلیت خوردن

edibleness quality

کیفیت قابلیت خوردن

edibleness index

شاخص قابلیت خوردن

edibleness spectrum

طیف قابلیت خوردن

جملات نمونه

the edibleness of wild mushrooms can vary greatly.

قابلیت خوردن قارچ‌های وحشی می‌تواند بسیار متفاوت باشد.

check the edibleness of the fruit before eating.

قبل از خوردن، قابلیت خوردن میوه را بررسی کنید.

some plants have questionable edibleness.

برخی از گیاهان قابلیت خوردن مشکوکی دارند.

edibleness is an important factor in foraging.

قابلیت خوردن یک عامل مهم در جمع آوری غذا است.

not all flowers have edibleness; some can be toxic.

همه گل‌ها قابلیت خوردن ندارند؛ برخی از آنها سمی هستند.

understanding edibleness can enhance your cooking.

درک قابلیت خوردن می‌تواند آشپزی شما را بهبود بخشد.

he studied the edibleness of various seaweeds.

او قابلیت خوردن انواع جلبک‌ها را مطالعه کرد.

many factors influence the edibleness of a dish.

عوامل زیادی بر قابلیت خوردن یک غذا تأثیر می‌گذارند.

she questioned the edibleness of the leftovers.

او قابلیت خوردن غذای باقی‌مانده را زیر سوال برد.

the edibleness of insects is a topic of interest.

قابلیت خوردن حشرات موضوعی مورد علاقه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید