effeminacies in men
ضعف مردانگی
cultural effeminacies
ضعفهای فرهنگی
effeminacies of style
ضعف در سبک
social effeminacies
ضعفهای اجتماعی
effeminacies and masculinity
ضعف و مردانگی
effeminacies in art
ضعف در هنر
effeminacies of behavior
ضعف در رفتار
effeminacies in fashion
ضعف در مد
effeminacies of speech
ضعف در گفتار
effeminacies in literature
ضعف در ادبیات
his effeminacies were often criticized by his peers.
اثرات زنانه او اغلب توسط همسالانش مورد انتقاد قرار می گرفت.
she embraced her effeminacies as a form of self-expression.
او اثرات زنانه خود را به عنوان شکلی از بیان خود پذیرفت.
effeminacies can be misunderstood in a traditional society.
اثرات زنانه ممکن است در یک جامعه سنتی به درستی درک نشوند.
his effeminacies made him stand out in a crowd.
اثرات زنانه او باعث شد در میان جمعیت خودنمایی کند.
many artists celebrate effeminacies in their works.
هنرمندان زیادی اثرات زنانه را در آثار خود جشن می گیرند.
effeminacies are often associated with a lack of masculinity.
اثرات زنانه اغلب با فقدان مردانگی مرتبط هستند.
he felt pressured to hide his effeminacies in public.
او احساس می کرد که تحت فشار برای پنهان کردن اثرات زنانه خود در ملاء عام است.
effeminacies can be a source of strength for some individuals.
اثرات زنانه می تواند منبع قدرت برای برخی افراد باشد.
the film explores themes of effeminacies and identity.
فیلم مضامین اثرات زنانه و هویت را بررسی می کند.
society's view on effeminacies is slowly changing.
دیدگاه جامعه نسبت به اثرات زنانه به آرامی در حال تغییر است.
effeminacies in men
ضعف مردانگی
cultural effeminacies
ضعفهای فرهنگی
effeminacies of style
ضعف در سبک
social effeminacies
ضعفهای اجتماعی
effeminacies and masculinity
ضعف و مردانگی
effeminacies in art
ضعف در هنر
effeminacies of behavior
ضعف در رفتار
effeminacies in fashion
ضعف در مد
effeminacies of speech
ضعف در گفتار
effeminacies in literature
ضعف در ادبیات
his effeminacies were often criticized by his peers.
اثرات زنانه او اغلب توسط همسالانش مورد انتقاد قرار می گرفت.
she embraced her effeminacies as a form of self-expression.
او اثرات زنانه خود را به عنوان شکلی از بیان خود پذیرفت.
effeminacies can be misunderstood in a traditional society.
اثرات زنانه ممکن است در یک جامعه سنتی به درستی درک نشوند.
his effeminacies made him stand out in a crowd.
اثرات زنانه او باعث شد در میان جمعیت خودنمایی کند.
many artists celebrate effeminacies in their works.
هنرمندان زیادی اثرات زنانه را در آثار خود جشن می گیرند.
effeminacies are often associated with a lack of masculinity.
اثرات زنانه اغلب با فقدان مردانگی مرتبط هستند.
he felt pressured to hide his effeminacies in public.
او احساس می کرد که تحت فشار برای پنهان کردن اثرات زنانه خود در ملاء عام است.
effeminacies can be a source of strength for some individuals.
اثرات زنانه می تواند منبع قدرت برای برخی افراد باشد.
the film explores themes of effeminacies and identity.
فیلم مضامین اثرات زنانه و هویت را بررسی می کند.
society's view on effeminacies is slowly changing.
دیدگاه جامعه نسبت به اثرات زنانه به آرامی در حال تغییر است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید