effeminacies

[ایالات متحده]/ɪˌfɛmɪˈnæsiz/
[بریتانیا]/ɪˌfɛmɪˈneɪsiz/

ترجمه

n. کیفیت مؤنث بودن یا داشتن ویژگی‌های مؤنث

عبارات و ترکیب‌ها

effeminacies in men

ضعف مردانگی

cultural effeminacies

ضعف‌های فرهنگی

effeminacies of style

ضعف در سبک

social effeminacies

ضعف‌های اجتماعی

effeminacies and masculinity

ضعف و مردانگی

effeminacies in art

ضعف در هنر

effeminacies of behavior

ضعف در رفتار

effeminacies in fashion

ضعف در مد

effeminacies of speech

ضعف در گفتار

effeminacies in literature

ضعف در ادبیات

جملات نمونه

his effeminacies were often criticized by his peers.

اثرات زنانه او اغلب توسط همسالانش مورد انتقاد قرار می گرفت.

she embraced her effeminacies as a form of self-expression.

او اثرات زنانه خود را به عنوان شکلی از بیان خود پذیرفت.

effeminacies can be misunderstood in a traditional society.

اثرات زنانه ممکن است در یک جامعه سنتی به درستی درک نشوند.

his effeminacies made him stand out in a crowd.

اثرات زنانه او باعث شد در میان جمعیت خودنمایی کند.

many artists celebrate effeminacies in their works.

هنرمندان زیادی اثرات زنانه را در آثار خود جشن می گیرند.

effeminacies are often associated with a lack of masculinity.

اثرات زنانه اغلب با فقدان مردانگی مرتبط هستند.

he felt pressured to hide his effeminacies in public.

او احساس می کرد که تحت فشار برای پنهان کردن اثرات زنانه خود در ملاء عام است.

effeminacies can be a source of strength for some individuals.

اثرات زنانه می تواند منبع قدرت برای برخی افراد باشد.

the film explores themes of effeminacies and identity.

فیلم مضامین اثرات زنانه و هویت را بررسی می کند.

society's view on effeminacies is slowly changing.

دیدگاه جامعه نسبت به اثرات زنانه به آرامی در حال تغییر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید