effroyable

[ایالات متحده]/e.fʁwa.jabl/
[بریتانیا]/e.fʁwa.jabl/

ترجمه

adj. وحشتناک؛ ترسناک؛ فاجعه‌بار

جملات نمونه

the effroyable monster emerged from the dark cave.

هیولای فاجعه‌بار از غار تاریک بیرون آمد.

she told an effroyable story that chilled everyone.

او داستانی فاجعه‌بار تعریف کرد که همه را به لرزه درآورد.

the effroyable weather made travel impossible.

آب و هوای فاجعه‌بار سفر را غیرممکن کرد.

he had an effroyable nightmare last night.

او شب گذشته کابوسی فاجعه‌بار داشت.

the effroyable crime shocked the entire community.

این جنایت فاجعه‌بار کل جامعه را شوکه کرد.

we witnessed an effroyable accident on the highway.

ما شاهد یک تصادف فاجعه‌بار در بزرگراه بودیم.

the effroyable noise woke the entire neighborhood.

این سر و صدا فاجعه‌بار کل محله را از خواب بیدار کرد.

this effroyable smell is unbearable.

این بوی فاجعه‌بار طاقت‌فرسا است.

the effroyable truth finally came to light.

حقیقت فاجعه‌بار سرانجام آشکار شد.

she gave an effroyable performance in the play.

او در نمایش، اجرایی فاجعه‌بار ارائه داد.

the effroyable storm destroyed many homes.

طوفان فاجعه‌بار خانه‌های زیادی را تخریب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید