elaborators

[ایالات متحده]/ɪˈlæbəreɪtəz/
[بریتانیا]/ɪˈlæbəreɪtɚz/

ترجمه

n. کسانی که با دقت زیاد خلق می‌کنند؛ کسانی که به تفصیل توضیح می‌دهند

عبارات و ترکیب‌ها

creative elaborators

خلاقیت‌پردازان

team elaborators

تیم‌پردازان

effective elaborators

اثربخش‌پردازان

visual elaborators

تصویرسازان

narrative elaborators

راویان

story elaborators

داستان‌پردازان

thoughtful elaborators

متفکران

technical elaborators

تکنیسین‌ها

collaborative elaborators

همکاران

analytical elaborators

تحلیلگران

جملات نمونه

the elaborators provided detailed explanations for the project.

گزارشگران توضیحات مفصلی برای پروژه ارائه کردند.

we need more elaborators to clarify the complex ideas.

ما به گزارشگران بیشتری برای روشن کردن ایده های پیچیده نیاز داریم.

the team of elaborators worked together to enhance the presentation.

تیم گزارشگران برای بهبود ارائه با هم همکاری کردند.

elaborators often help in breaking down difficult concepts.

گزارشگران اغلب به تفکیک مفاهیم دشوار کمک می کنند.

during the meeting, the elaborators shared their insights.

در طول جلسه، گزارشگران دیدگاه های خود را به اشتراک گذاشتند.

elaborators play a crucial role in educational settings.

گزارشگران نقش مهمی در محیط های آموزشی ایفا می کنند.

the elaborators' feedback was invaluable for the final report.

بازخورد گزارشگران برای گزارش نهایی بسیار ارزشمند بود.

we should invite more elaborators to the discussion panel.

ما باید گزارشگران بیشتری را به پنل بحث دعوت کنیم.

elaborators are essential for effective communication in teams.

گزارشگران برای برقراری ارتباط موثر در تیم ها ضروری هستند.

the elaborators helped to simplify the technical jargon.

گزارشگران به ساده کردن اصطلاحات فنی کمک کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید