electrochemist discovers
کشف کردن توسط شیمیدان الکتروشیمی
electrochemist develops
توسعه دادن توسط شیمیدان الکتروشیمی
electrochemist analyzes
تحلیل کردن توسط شیمیدان الکتروشیمی
electrochemist researches
پژوهش کردن توسط شیمیدان الکتروشیمی
electrochemist experiments
تجربه کردن توسط شیمیدان الکتروشیمی
electrochemist collaborates
همکاری کردن توسط شیمیدان الکتروشیمی
electrochemist publishes
منتشر کردن توسط شیمیدان الکتروشیمی
electrochemist works
کار کردن توسط شیمیدان الکتروشیمی
electrochemist teaches
آموزش دادن توسط شیمیدان الکتروشیمی
electrochemist studies
مطالعه کردن توسط شیمیدان الکتروشیمی
the electrochemist develops new battery technologies for electric vehicles.
الکتروشیمیست جدیدترین فناوریهای باتری را برای خودروهای برقی توسعه میدهد.
an electrochemist at the university studies electrochemical reactions.
یک الکتروشیمیست در دانشگاه واکنشهای الکتروشیمیایی را مطالعه میکند.
the electrochemist collaborates with materials scientists on fuel cells.
الکتروشیمیست با دانشمندان مواد در مورد سلولهای سوخت همکاری میکند.
experienced electrochemists publish their findings in peer-reviewed journals.
الکتروشیمیستهای تجربی یافتههای خود را در ژورنالهای معتبر منتشر میکنند.
the electrochemist leads a research team focused on renewable energy storage.
الکتروشیمیست یک تیم تحقیقاتی را رهبری میکند که روی ذخیرهسازی انرژی تجدیدپذیر متمرکز است.
many electrochemists work in the pharmaceutical industry developing drug delivery systems.
بیشتر الکتروشیمیستها در صنعت داروسازی کار میکنند و سیستمهای تحویل دارو را توسعه میدهند.
the electrochemist conducts experiments to improve corrosion resistance.
الکتروشیمیست آزمایشهایی انجام میدهد تا مقاومت در برابر خوردگی را بهبود بخشد.
a young electrochemist presented groundbreaking research at the conference.
یک الکتروشیمیست جوان در کنفرانس تحقیقاتی نوآورانه ارائه داد.
the electrochemist analyzes data from electrochemical sensors.
الکتروشیمیست دادههایی را از سنسورهای الکتروشیمیایی تحلیل میکند.
electrochemists contribute significantly to environmental remediation technologies.
الکتروشیمیستها به طور قابل توجهی به فناوریهای بازیابی محیط زیست کمک میکنند.
the electrochemist applies theoretical models to practical energy conversion.
الکتروشیمیست مدلهای نظری را به تبدیل انرژی عملی اعمال میکند.
senior electrochemists mentor graduate students in the laboratory.
الکتروشیمیستهای فعال در آزمایشگاه دانشجویان کارشناسی ارشد را راهنمایی میکنند.
electrochemist discovers
کشف کردن توسط شیمیدان الکتروشیمی
electrochemist develops
توسعه دادن توسط شیمیدان الکتروشیمی
electrochemist analyzes
تحلیل کردن توسط شیمیدان الکتروشیمی
electrochemist researches
پژوهش کردن توسط شیمیدان الکتروشیمی
electrochemist experiments
تجربه کردن توسط شیمیدان الکتروشیمی
electrochemist collaborates
همکاری کردن توسط شیمیدان الکتروشیمی
electrochemist publishes
منتشر کردن توسط شیمیدان الکتروشیمی
electrochemist works
کار کردن توسط شیمیدان الکتروشیمی
electrochemist teaches
آموزش دادن توسط شیمیدان الکتروشیمی
electrochemist studies
مطالعه کردن توسط شیمیدان الکتروشیمی
the electrochemist develops new battery technologies for electric vehicles.
الکتروشیمیست جدیدترین فناوریهای باتری را برای خودروهای برقی توسعه میدهد.
an electrochemist at the university studies electrochemical reactions.
یک الکتروشیمیست در دانشگاه واکنشهای الکتروشیمیایی را مطالعه میکند.
the electrochemist collaborates with materials scientists on fuel cells.
الکتروشیمیست با دانشمندان مواد در مورد سلولهای سوخت همکاری میکند.
experienced electrochemists publish their findings in peer-reviewed journals.
الکتروشیمیستهای تجربی یافتههای خود را در ژورنالهای معتبر منتشر میکنند.
the electrochemist leads a research team focused on renewable energy storage.
الکتروشیمیست یک تیم تحقیقاتی را رهبری میکند که روی ذخیرهسازی انرژی تجدیدپذیر متمرکز است.
many electrochemists work in the pharmaceutical industry developing drug delivery systems.
بیشتر الکتروشیمیستها در صنعت داروسازی کار میکنند و سیستمهای تحویل دارو را توسعه میدهند.
the electrochemist conducts experiments to improve corrosion resistance.
الکتروشیمیست آزمایشهایی انجام میدهد تا مقاومت در برابر خوردگی را بهبود بخشد.
a young electrochemist presented groundbreaking research at the conference.
یک الکتروشیمیست جوان در کنفرانس تحقیقاتی نوآورانه ارائه داد.
the electrochemist analyzes data from electrochemical sensors.
الکتروشیمیست دادههایی را از سنسورهای الکتروشیمیایی تحلیل میکند.
electrochemists contribute significantly to environmental remediation technologies.
الکتروشیمیستها به طور قابل توجهی به فناوریهای بازیابی محیط زیست کمک میکنند.
the electrochemist applies theoretical models to practical energy conversion.
الکتروشیمیست مدلهای نظری را به تبدیل انرژی عملی اعمال میکند.
senior electrochemists mentor graduate students in the laboratory.
الکتروشیمیستهای فعال در آزمایشگاه دانشجویان کارشناسی ارشد را راهنمایی میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید