electrophile

[ایالات متحده]/ɪˈlɛktrəfaɪl/
[بریتانیا]/ɪˈlɛktrəfaɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک عامل شیمیایی که الکترون‌ها را جذب می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

strong electrophile

الکتروفیل قوی

electrophile attack

حمله الکتروفیل

electrophile reagent

واکنشگر الکتروفیل

electrophile addition

افزایش الکتروفیل

electrophile substitution

جایگزینی الکتروفیل

electrophile center

مرکز الکتروفیل

electrophile species

گونه الکتروفیل

electrophile nature

طبیعت الکتروفیل

electrophile behavior

رفتار الکتروفیل

electrophile mechanism

مکانیسم الکتروفیل

جملات نمونه

the electrophile attacks the nucleophile during the reaction.

الکتروفیل در طول واکنش به نوکلئوفیل حمله می‌کند.

in organic chemistry, an electrophile is a species that accepts electrons.

در شیمی آلی، یک الکتروفیل گونه‌ای است که الکترون‌ها را می‌پذیرد.

electrophiles play a crucial role in many chemical reactions.

الکتروفیل‌ها نقش مهمی در بسیاری از واکنش‌های شیمیایی ایفا می‌کنند.

common electrophiles include carbocations and halogens.

الکتروفیل‌های رایج شامل کربوکاتیون‌ها و هالوژن‌ها هستند.

the strength of an electrophile can influence the reaction rate.

قدرت یک الکتروفیل می‌تواند بر سرعت واکنش تأثیر بگذارد.

understanding electrophiles helps chemists design better reactions.

درک الکتروفیل‌ها به شیمی‌دان‌ها کمک می‌کند تا واکنش‌های بهتری طراحی کنند.

the electrophile must be activated to react efficiently.

الکتروفیل باید برای واکنش کارآمد فعال شود.

in a reaction, the electrophile usually has a positive charge.

در یک واکنش، الکتروفیل معمولاً دارای بار مثبت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید