elegist

[ایالات متحده]/ˈɛlədʒɪst/
[بریتانیا]/ˈɛlədʒɪst/

ترجمه

n. کسی که مرثیه می‌نویسد
Word Forms
جمعelegists

عبارات و ترکیب‌ها

elegist approach

رویکرد ایلیجیست

elegist style

سبک ایلیجیست

elegist perspective

دیدگاه ایلیجیست

elegist theory

نظریه ایلیجیست

elegist philosophy

فلسفه ایلیجیست

elegist influence

تاثیر ایلیجیست

elegist movement

جنبش ایلیجیست

elegist tradition

سنّت ایلیجیست

elegist critique

انتقاد ایلیجیست

elegist expression

بیان ایلیجیست

جملات نمونه

the elegist wrote a beautiful poem about loss.

شاعر مرثیه، شعری زیبا در مورد فقدان نوشت.

many elegists explore themes of love and mourning.

بسیاری از مرثیه سراها مضامین عشق و سوگواری را بررسی می‌کنند.

the elegist's work resonated with the audience.

آثار مرثیه سرا با مخاطبان همخوانی داشت.

she became an elegist after losing her best friend.

او پس از از دست دادن بهترین دوستش به یک مرثیه سرا تبدیل شد.

elegists often reflect on the passage of time.

مرثیه سراها اغلب به گذر زمان فکر می‌کنند.

the elegist captured the essence of grief in his writing.

مرثیه سرا جوهر غم را در نوشته‌های خود به تصویر کشید.

her elegist style was both haunting and beautiful.

سبک مرثیه سرایی او هم وهم‌آلود و هم زیبا بود.

he read an elegist piece at the memorial service.

او یک قطعه مرثیه در مراسم یادبود خواند.

the elegist's voice conveyed deep emotion.

صدای مرثیه سرا احساسات عمیقی را منتقل می‌کرد.

writing as an elegist helped her cope with her sadness.

نوشتن به عنوان یک مرثیه سرا به او کمک کرد تا با غم و اندوه خود کنار بیاید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید