eluent

[ایالات متحده]/ˈɛljuənt/
[بریتانیا]/ˈɛljuənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حلالی که برای شستشو در کروماتوگرافی استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

eluent composition

ترکیب حلال

eluent flow

جریان حلال

eluent strength

قدرت حلال

eluent system

سیستم حلال

eluent gradient

گرادیان حلال

eluent volume

حجم حلال

eluent mixture

مخلوط حلال

eluent ratio

نسبت حلال

eluent preparation

آماده‌سازی حلال

eluent selection

انتخاب حلال

جملات نمونه

the eluent was carefully chosen for the chromatography process.

محلول خارج‌کننده با دقت برای فرآیند کروماتوگرافی انتخاب شد.

we need to adjust the flow rate of the eluent.

ما نیاز داریم نرخ جریان حلال خارج‌کننده را تنظیم کنیم.

the purity of the compound depends on the eluent used.

خلوص ترکیب به حلال خارج‌کننده استفاده شده بستگی دارد.

the eluent was analyzed for its chemical composition.

حلال خارج‌کننده از نظر ترکیب شیمیایی تجزیه و تحلیل شد.

different eluents can affect the separation efficiency.

حلال‌های خارج‌کننده مختلف می‌توانند بر کارایی جداسازی تأثیر بگذارند.

we used a gradient eluent to improve resolution.

ما از یک حلال خارج‌کننده گرادیانی برای بهبود وضوح استفاده کردیم.

the eluent's ph was adjusted for optimal results.

مقدار pH حلال خارج‌کننده برای دستیابی به نتایج مطلوب تنظیم شد.

the choice of eluent is critical in this experiment.

انتخاب حلال خارج‌کننده در این آزمایش بسیار مهم است.

we observed the effect of the eluent on the reaction rate.

ما اثر حلال خارج‌کننده بر سرعت واکنش را مشاهده کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید