embarks on
سوار بر
embarks upon
سوار بر
embarks with
همراه با سوار شدن
embarks in
سوار در
embarks for
به سمت سوار شدن
embarks together
با هم سوار شدن
embarks now
اکنون سوار میشود
embarks soon
به زودی سوار میشود
embarks boldly
با شجاعت سوار میشود
embarks quickly
به سرعت سوار میشود
the ship embarks on its journey at dawn.
کشتی سفری خود را در سپیدهدم آغاز میکند.
she embarks on a new adventure every summer.
او هر تابستان یک ماجراجویی جدید آغاز میکند.
he embarks on a mission to help the community.
او برای کمک به جامعه یک مأموریت آغاز میکند.
the team embarks on a research project together.
تیم یک پروژه تحقیقاتی را با هم آغاز میکند.
they embarks on a journey of self-discovery.
آنها سفری برای کشف خود آغاز میکنند.
as the sun sets, the crew embarks on their voyage.
همانطور که خورشید غروب میکند، خدمه سفر خود را آغاز میکند.
the students embarks on an educational trip abroad.
دانشجویان یک سفر آموزشی به خارج از کشور آغاز میکنند.
she embarks on a path to personal growth.
او مسیری را برای رشد شخصی آغاز میکند.
the company embarks on a new business venture.
شرکت یک سرمایهگذاری تجاری جدید آغاز میکند.
he embarks on a quest for knowledge and wisdom.
او به دنبال کسب دانش و حکمت یک جستجو آغاز میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید