embarks

[ایالات متحده]/ɪmˈbɑːks/
[بریتانیا]/ɪmˈbɑrks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به سوار شدن به یک کشتی یا هواپیما؛ بارگذاری کالا بر روی یک کشتی؛ به انجام یک دوره عمل مشغول شدن

عبارات و ترکیب‌ها

embarks on

سوار بر

embarks upon

سوار بر

embarks with

همراه با سوار شدن

embarks in

سوار در

embarks for

به سمت سوار شدن

embarks together

با هم سوار شدن

embarks now

اکنون سوار می‌شود

embarks soon

به زودی سوار می‌شود

embarks boldly

با شجاعت سوار می‌شود

embarks quickly

به سرعت سوار می‌شود

جملات نمونه

the ship embarks on its journey at dawn.

کشتی سفری خود را در سپیده‌دم آغاز می‌کند.

she embarks on a new adventure every summer.

او هر تابستان یک ماجراجویی جدید آغاز می‌کند.

he embarks on a mission to help the community.

او برای کمک به جامعه یک مأموریت آغاز می‌کند.

the team embarks on a research project together.

تیم یک پروژه تحقیقاتی را با هم آغاز می‌کند.

they embarks on a journey of self-discovery.

آنها سفری برای کشف خود آغاز می‌کنند.

as the sun sets, the crew embarks on their voyage.

همانطور که خورشید غروب می‌کند، خدمه سفر خود را آغاز می‌کند.

the students embarks on an educational trip abroad.

دانشجویان یک سفر آموزشی به خارج از کشور آغاز می‌کنند.

she embarks on a path to personal growth.

او مسیری را برای رشد شخصی آغاز می‌کند.

the company embarks on a new business venture.

شرکت یک سرمایه‌گذاری تجاری جدید آغاز می‌کند.

he embarks on a quest for knowledge and wisdom.

او به دنبال کسب دانش و حکمت یک جستجو آغاز می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید