embryologists

[ایالات متحده]/ˌɛm.briˈɒl.ə.dʒɪst/
[بریتانیا]/ˌɛm.briˈɑː.lə.dʒɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک متخصص در جنین‌شناسی

عبارات و ترکیب‌ها

embryologist training

آموزش متخصص جنین‌شناسی

embryologist career

مسیر شغلی متخصص جنین‌شناسی

embryologist role

نقش متخصص جنین‌شناسی

embryologist research

تحقیقات متخصص جنین‌شناسی

embryologist qualifications

صلاحیت‌های متخصص جنین‌شناسی

embryologist skills

مهارت‌های متخصص جنین‌شناسی

embryologist duties

وظایف متخصص جنین‌شناسی

embryologist job

شغل متخصص جنین‌شناسی

embryologist findings

یافته‌های متخصص جنین‌شناسی

embryologist techniques

تکنیک‌های متخصص جنین‌شناسی

جملات نمونه

the embryologist conducted research on stem cells.

جنین‌شناس روی سلول‌های بنیادی تحقیق کرد.

she consulted an embryologist for fertility issues.

او به دلیل مشکلات باروری با یک جنین‌شناس مشورت کرد.

the embryologist explained the process of in vitro fertilization.

جنین‌شناس فرآیند باروری آزمایشگاهی را توضیح داد.

his work as an embryologist is vital for advancing reproductive medicine.

کار او به عنوان یک جنین‌شناس برای پیشرفت پزشکی باروری حیاتی است.

many embryologists collaborate with geneticists.

بسیاری از جنین‌شناسان با متخصصان ژنتیک همکاری می‌کنند.

the embryologist studied the development of embryos.

جنین‌شناس رشد جنین‌ها را مطالعه کرد.

she aspires to become an embryologist in the future.

او امیدوار است در آینده به یک جنین‌شناس تبدیل شود.

embryologists play a key role in cloning research.

جنین‌شناسان نقش مهمی در تحقیقات کلونینگ ایفا می‌کنند.

the conference featured talks by leading embryologists.

این کنفرانس شامل سخنرانی‌هایی از جنین‌شناسان برجسته بود.

understanding embryology is essential for an embryologist.

درک علم جنین‌شناسی برای یک جنین‌شناس ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید