emerods

[ایالات متحده]/ˈɛm.ə.rɒdz/
[بریتانیا]/ˈɛm.ə.roʊdz/

ترجمه

n. هموروئیدها

عبارات و ترکیب‌ها

treating emerods

درمان بواسیر

emerods symptoms

علائم بواسیر

emergency emerods

بواسیر اورژانسی

preventing emerods

جلوگیری از بواسیر

emerods relief

تسکین بواسیر

emerods treatment

درمان بواسیر

chronic emerods

بواسیر مزمن

emerods diagnosis

تشخیص بواسیر

natural emerods

بواسیر طبیعی

severe emerods

بواسیر شدید

جملات نمونه

he was suffering from emerods for many years.

او سال‌ها بود که از بواسیر رنج می‌برد.

the doctor recommended a treatment for his emerods.

پزشک یک درمان برای بواسیر او توصیه کرد.

emerods can cause significant discomfort.

بواسیر می‌تواند باعث ناراحتی قابل توجهی شود.

she read about natural remedies for emerods.

او در مورد درمان‌های طبیعی برای بواسیر مطالعه کرد.

he was embarrassed to talk about his emerods.

او از صحبت کردن در مورد بواسیر خود خجالت می‌کشید.

emerods are often a topic of private discussion.

بواسیر اغلب موضوع بحث خصوصی است.

dietary changes can help alleviate symptoms of emerods.

تغییرات رژیمی می‌تواند به تسکین علائم بواسیر کمک کند.

he finally decided to seek help for his emerods.

او بالاخره تصمیم گرفت برای بواسیر خود کمک بگیرد.

emerods can be a sign of underlying health issues.

بواسیر می‌تواند نشانه مشکلات سلامت زمینه‌ای باشد.

many people experience emerods at some point in their lives.

بسیاری از افراد در طول زندگی خود بواسیر را تجربه می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید