emesis

[ایالات متحده]/ˈɛmɪsɪs/
[بریتانیا]/ˈɛmɪsɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل استفراغ

عبارات و ترکیب‌ها

nausea emesis

تهوع و استفراغ

cyclic vomiting emesis

استفراغ چرخه‌ای

postoperative emesis

استفراغ پس از عمل

chemotherapy emesis

استفراغ ناشی از شیمی‌درمانی

morning emesis

استفراغ صبحگاهی

projectile emesis

استفراغ پرتابی

acute emesis

استفراغ حاد

psychogenic emesis

استفراغ روانی

recurrent emesis

استفراغ مکرر

hyperemesis gravidarum

هایپرامزیس گراویداروم

جملات نمونه

emesis can be a symptom of various medical conditions.

تهوع می‌تواند علامتی از شرایط پزشکی مختلف باشد.

during pregnancy, many women experience morning emesis.

در دوران بارداری، بسیاری از زنان دچار تهوع صبحگاهی می‌شوند.

emesis can lead to dehydration if not managed properly.

اگر به درستی مدیریت نشود، تهوع می‌تواند منجر به کم‌آبی شود.

doctors often prescribe medication to control emesis.

پزشکان اغلب داروها را برای کنترل تهوع تجویز می‌کنند.

severe emesis can require hospitalization for treatment.

تهوع شدید ممکن است برای درمان نیاز به بستری شدن در بیمارستان داشته باشد.

emesis may occur after surgery due to anesthesia.

تهوع ممکن است به دلیل بیهوشی پس از جراحی رخ دهد.

gastroenteritis often causes emesis in patients.

گاستروانتریت اغلب باعث تهوع در بیماران می‌شود.

emesis is often accompanied by nausea.

تهوع اغلب با حالت تهوع همراه است.

some chemotherapy patients experience emesis as a side effect.

برخی از بیماران شیمی‌درمانی دچار تهوع به عنوان یک عارضه جانبی می‌شوند.

hydration is crucial for patients suffering from persistent emesis.

هیدراتاسیون برای بیمارانی که دچار تهوع مداوم هستند بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید