enantiomorph

[ایالات متحده]/ɪˈnæn.ti.ə.mɔːf/
[بریتانیا]/ɪˈnæn.ti.ə.mɔrf/

ترجمه

n. نوعی استریوایزومر که تصویر آینه‌ای دیگری است؛ موجودیتی که خواص انانتیمریک را نشان می‌دهد
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

enantiomorph pair

جفت آنتیومورف

enantiomorph relationship

ارتباط آنتیومورف

enantiomorph structure

ساختار آنتیومورف

enantiomorph form

فرم آنتیومورف

enantiomorph concept

مفهوم آنتیومورف

enantiomorph classification

طبقه بندی آنتیومورف

enantiomorph symmetry

تقارن آنتیومورف

enantiomorph analysis

تجزیه و تحلیل آنتیومورف

enantiomorph distinction

تمایز آنتیومورف

enantiomorph example

مثال آنتیومورف

جملات نمونه

the two crystals are enantiomorphs of each other.

دو کریستال آنانتیمورف یکدیگر هستند.

scientists study enantiomorphs to understand their properties.

دانشمندان آنانتیمورف ها را برای درک خواص آنها مطالعه می کنند.

enantiomorphs can have different biological effects.

آنانتیمورف ها می توانند اثرات بیولوژیکی متفاوتی داشته باشند.

the enantiomorph of the drug showed better results.

آنانتیمورف دار اثرات بهتری نشان داد.

in chemistry, enantiomorphs are important for drug design.

در شیمی، آنانتیمورف ها برای طراحی دارو مهم هستند.

understanding enantiomorphs helps in stereochemistry.

درک آنانتیمورف ها در استریوشیمی کمک می کند.

two enantiomorphs can rotate plane-polarized light differently.

دو آنانتیمورف می توانند نور پلاریزه شده را به طور متفاوتی بچرخانند.

enantiomorphs are often used in asymmetric synthesis.

آنانتیمورف ها اغلب در سنتز نامتقارن استفاده می شوند.

the study of enantiomorphs is crucial in pharmacology.

مطالعه آنانتیمورف ها در داروشناسی بسیار مهم است.

enantiomorphs can be separated using chiral chromatography.

می توان آنانتیمورف ها را با استفاده از کروماتوگرافی کیラル جدا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید