encamps

[ایالات متحده]/ɪnˈkæmps/
[بریتانیا]/ɪnˈkæmps/

ترجمه

vi. برای برپایی یک کمپ
vt. در یک مکان کمپ زدن

عبارات و ترکیب‌ها

encamps nearby

در نزدیکی اردو می‌زنند

encamps together

با هم اردو می‌زنند

encamps often

اغراق اردو می‌زنند

encamps at dusk

در هنگام غروب اردو می‌زنند

encamps under stars

تحت ستارگان اردو می‌زنند

encamps by river

در کنار رودخانه اردو می‌زنند

encamps in forest

در جنگل اردو می‌زنند

encamps for night

برای شب اردو می‌زنند

encamps with friends

با دوستان اردو می‌زنند

encamps on hill

روی تپه اردو می‌زنند

جملات نمونه

the army encamps near the river for the night.

ارتش در نزدیکی رودخانه برای شب مستقر می‌شود.

every summer, our family encamps at the same lake.

هر تابستان، خانواده ما در همان دریاچه مستقر می‌شود.

the scouts encamp in the forest during their trip.

راهیان در طول سفر خود در جنگل مستقر می‌شوند.

she encamps with her friends for the music festival.

او با دوستانش برای جشنواره موسیقی مستقر می‌شود.

the hikers encamp at the base of the mountain.

گردشگران در پای کوه مستقر می‌شوند.

during the expedition, they encamp at various locations.

در طول экспедиция، آنها در مکان‌های مختلف مستقر می‌شوند.

the nomads encamp in the valley during the winter.

گردشگران دره را در طول زمستان مستقر می‌کنند.

he prefers to encamp under the stars.

او ترجیح می‌دهد زیر ستارگان مستقر شود.

they encamp for the weekend to enjoy nature.

آنها برای آخر هفته مستقر می‌شوند تا از طبیعت لذت ببرند.

the group encamps at the beach for their vacation.

گروه برای تعطیلات خود در ساحل مستقر می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید