encamps nearby
در نزدیکی اردو میزنند
encamps together
با هم اردو میزنند
encamps often
اغراق اردو میزنند
encamps at dusk
در هنگام غروب اردو میزنند
encamps under stars
تحت ستارگان اردو میزنند
encamps by river
در کنار رودخانه اردو میزنند
encamps in forest
در جنگل اردو میزنند
encamps for night
برای شب اردو میزنند
encamps with friends
با دوستان اردو میزنند
encamps on hill
روی تپه اردو میزنند
the army encamps near the river for the night.
ارتش در نزدیکی رودخانه برای شب مستقر میشود.
every summer, our family encamps at the same lake.
هر تابستان، خانواده ما در همان دریاچه مستقر میشود.
the scouts encamp in the forest during their trip.
راهیان در طول سفر خود در جنگل مستقر میشوند.
she encamps with her friends for the music festival.
او با دوستانش برای جشنواره موسیقی مستقر میشود.
the hikers encamp at the base of the mountain.
گردشگران در پای کوه مستقر میشوند.
during the expedition, they encamp at various locations.
در طول экспедиция، آنها در مکانهای مختلف مستقر میشوند.
the nomads encamp in the valley during the winter.
گردشگران دره را در طول زمستان مستقر میکنند.
he prefers to encamp under the stars.
او ترجیح میدهد زیر ستارگان مستقر شود.
they encamp for the weekend to enjoy nature.
آنها برای آخر هفته مستقر میشوند تا از طبیعت لذت ببرند.
the group encamps at the beach for their vacation.
گروه برای تعطیلات خود در ساحل مستقر میشود.
encamps nearby
در نزدیکی اردو میزنند
encamps together
با هم اردو میزنند
encamps often
اغراق اردو میزنند
encamps at dusk
در هنگام غروب اردو میزنند
encamps under stars
تحت ستارگان اردو میزنند
encamps by river
در کنار رودخانه اردو میزنند
encamps in forest
در جنگل اردو میزنند
encamps for night
برای شب اردو میزنند
encamps with friends
با دوستان اردو میزنند
encamps on hill
روی تپه اردو میزنند
the army encamps near the river for the night.
ارتش در نزدیکی رودخانه برای شب مستقر میشود.
every summer, our family encamps at the same lake.
هر تابستان، خانواده ما در همان دریاچه مستقر میشود.
the scouts encamp in the forest during their trip.
راهیان در طول سفر خود در جنگل مستقر میشوند.
she encamps with her friends for the music festival.
او با دوستانش برای جشنواره موسیقی مستقر میشود.
the hikers encamp at the base of the mountain.
گردشگران در پای کوه مستقر میشوند.
during the expedition, they encamp at various locations.
در طول экспедиция، آنها در مکانهای مختلف مستقر میشوند.
the nomads encamp in the valley during the winter.
گردشگران دره را در طول زمستان مستقر میکنند.
he prefers to encamp under the stars.
او ترجیح میدهد زیر ستارگان مستقر شود.
they encamp for the weekend to enjoy nature.
آنها برای آخر هفته مستقر میشوند تا از طبیعت لذت ببرند.
the group encamps at the beach for their vacation.
گروه برای تعطیلات خود در ساحل مستقر میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید