encephalograms

[ایالات متحده]/ɪnˈsɛf.ə.lə.ɡræm/
[بریتانیا]/ɪnˈsɛf.ə.lə.ɡræm/

ترجمه

n. یک تصویر تصویربرداری پزشکی از مغز؛ یک تصویر رادیوگرافیک از مغز

عبارات و ترکیب‌ها

brain encephalogram

تصویربرداری مغزی

electroencephalogram test

تست الکتروانسفالوگرافی

sleep encephalogram

تصویربرداری مغزی در خواب

encephalogram readings

خواندن‌های آنسفالوگرام

encephalogram analysis

تجزیه و تحلیل آنسفالوگرام

digital encephalogram

آنسفالوگرام دیجیتال

clinical encephalogram

آنسفالوگرام بالینی

real-time encephalogram

آنسفالوگرام بی‌درنگ

static encephalogram

آنسفالوگرام ایستا

encephalogram results

نتایج آنسفالوگرام

جملات نمونه

the encephalogram showed abnormal brain activity.

تصویربرداری از مغز نشان داد که فعالیت مغز غیرطبیعی است.

doctors use an encephalogram to diagnose epilepsy.

پزشکان از آنسفالوگرام برای تشخیص صرع استفاده می کنند.

she had an encephalogram performed to monitor her sleep patterns.

او برای نظارت بر الگوهای خواب خود تحت آنسفالوگرام قرار گرفت.

the encephalogram results were analyzed by a neurologist.

نتایج آنسفالوگرام توسط یک متخصص مغز و اعصاب تجزیه و تحلیل شد.

he felt anxious before the encephalogram procedure.

او قبل از روش آنسفالوگرام مضطرب بود.

an encephalogram can help identify brain disorders.

آنسفالوگرام می تواند به شناسایی اختلالات مغزی کمک کند.

the technician explained how the encephalogram would be conducted.

تکنسین توضیح داد که آنسفالوگرام چگونه انجام خواهد شد.

after the encephalogram, the patient was relieved to hear the results.

پس از آنسفالوگرام، بیمار از شنیدن نتایج احساس راحتی کرد.

they scheduled an encephalogram for the following week.

آنها آنسفالوگرام را برای هفته آینده برنامه ریزی کردند.

the encephalogram revealed no signs of neurological issues.

آنسفالوگرام هیچ نشانه ای از مشکلات عصبی نشان نداد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید