endometrium

[ایالات متحده]/ˌɛndəʊˈmiːtriəm/
[بریتانیا]/ˌɛndoʊˈmiːtriəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. غشای مخاطی که رحم را پوشش می‌دهد

عبارات و ترکیب‌ها

endometrium lining

لایه اندومتر

endometrium thickness

ضخامت اندومتر

endometrium biopsy

بیوپسی اندومتر

endometrium growth

رشد اندومتر

endometrium tissue

بافت اندومتر

endometrium inflammation

التهاب اندومتر

endometrium cancer

سرطان اندومتر

endometrium cycle

چرخه اندومتر

endometrium repair

ترمیم اندومتر

endometrium abnormalities

ناهنجاری‌های اندومتر

جملات نمونه

the endometrium thickens during the menstrual cycle.

اندومتریوم در طول چرخه قاعدگیژ غلیظ می‌شود.

abnormalities in the endometrium can lead to infertility.

نارملی‌های اندومتریوم می‌توانند منجر به ناباروری شوند.

a biopsy of the endometrium may be necessary for diagnosis.

برای تشخیص، ممکن است نمونه‌برداری از اندومتریوم ضروری باشد.

the endometrium sheds during menstruation.

اندومتریوم در طول قاعدگیگی جدا می‌شود.

hormones play a crucial role in the development of the endometrium.

هورمون‌ها نقش مهمی در رشد اندومتریوم ایفا می‌کنند.

the endometrium is essential for embryo implantation.

اندومتریوم برای کاشتن جنین ضروری است.

inflammation of the endometrium can cause pelvic pain.

التهاب اندومتریوم می‌تواند باعث درد لگن شود.

regular check-ups can help monitor the health of the endometrium.

معاینات منظم می‌تواند به ردیابی سلامت اندومتریوم کمک کند.

medications can help regulate the growth of the endometrium.

داروها می‌توانند به تنظیم رشد اندومتریوم کمک کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید