enervations

[ایالات متحده]/ˌɛnəˈveɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌɛnərˈveɪʃənz/

ترجمه

n. ضعف; تضعیف; عمل تضعیف; ضعف عصبی

عبارات و ترکیب‌ها

enervations are common

خستگی زودرس شایع است

symptoms of enervations

علائم خستگی زودرس

causes of enervations

علت های خستگی زودرس

treat enervations effectively

به طور موثر خستگی زودرس را درمان کنید

manage enervations well

خستگی زودرس را به خوبی مدیریت کنید

enervations and stress

خستگی زودرس و استرس

enervations impact health

خستگی زودرس بر سلامت تاثیر می گذارد

enervations require rest

خستگی زودرس نیاز به استراحت دارد

recognize enervations quickly

به سرعت خستگی زودرس را تشخیص دهید

جملات نمونه

the long hours of work led to his enervations.

ساعات طولانی کار منجر به ضعف و بی‌حالی او شد.

she felt the enervations of the heat during the summer.

او در طول تابستان احساس ضعف و بی‌حالی ناشی از گرما را داشت.

his enervations were evident after the intense workout.

ضعف و بی‌حالی او پس از تمرین شدید آشکار بود.

the enervations caused by stress can affect health.

ضعف و بی‌حالی ناشی از استرس می‌تواند بر سلامتی تأثیر بگذارد.

she tried to overcome the enervations of her busy schedule.

او سعی کرد ضعف و بی‌حالی ناشی از برنامه شلوغی خود را غلبه کند.

his constant enervations made it hard to concentrate.

ضعف و بی‌حالی مداوم او باعث شد تمرکز کردن برایش دشوار باشد.

the enervations of the cold winter days were challenging.

ضعف و بی‌حالی ناشی از روزهای سرد زمستان چالش‌برانگیز بود.

she found relief from her enervations through meditation.

او با مدیتیشن از ضعف و بی‌حالی خود رهایی یافت.

his enervations were relieved after a good night's sleep.

پس از یک خواب شبانه خوب، ضعف و بی‌حالی او رفع شد.

the doctor advised her to manage her enervations better.

پزشک به او توصیه کرد که بهتر ضعف و بی‌حالی خود را مدیریت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید