entases

[ایالات متحده]/ɛnˈteɪsiːz/
[بریتانیا]/ɛnˈteɪsiz/

ترجمه

n. انحنای محدب در معماری؛ منحنی مخروطی؛ خط محدب جزئی بر روی یک ستون

عبارات و ترکیب‌ها

entases example

مثال entases

entases usage

نحوه استفاده از entases

entases definition

تعریف entases

entases context

زمینه entases

entases meaning

معنی entases

entases analysis

تجزیه و تحلیل entases

entases implications

پیامدهای entases

entases relevance

ارتباط entases

entases significance

اهمیت entases

entases concept

مفهوم entases

جملات نمونه

she entases her thoughts in a journal.

او معمولاً افکار خود را در یک دفترچه یادداشت ثبت می‌کند.

he often entases his experiences with friends.

او اغلب تجربیات خود را با دوستانش به اشتراک می‌گذارد.

he often entases his travel plans in advance.

او اغلب برنامه‌های سفر خود را از قبل ثبت می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید