enteroliths

[ایالات متحده]/ˈɛntəroʊlɪθs/
[بریتانیا]/ˈɛntərəˌlɪθs/

ترجمه

n. سنگ‌های روده‌ای

عبارات و ترکیب‌ها

diagnosing enteroliths

تشخیص سنگ‌های صفراوی

removing enteroliths

برداشتن سنگ‌های صفراوی

enteroliths formation

تشکیل سنگ‌های صفراوی

enteroliths treatment

درمان سنگ‌های صفراوی

enteroliths symptoms

علائم سنگ‌های صفراوی

preventing enteroliths

جلوگیری از تشکیل سنگ‌های صفراوی

enteroliths complications

عوارض سنگ‌های صفراوی

enteroliths diagnosis

تشخیص سنگ‌های صفراوی

enteroliths risk

خطر سنگ‌های صفراوی

enteroliths management

مدیریت سنگ‌های صفراوی

جملات نمونه

enteroliths can form in the intestines of animals.

سنگ‌های صفراوی می‌توانند در روده حیوانات تشکیل شوند.

veterinarians often encounter enteroliths in certain breeds.

دامپزشکان اغلب سنگ‌های صفراوی را در برخی نژادها مشاهده می‌کنند.

enteroliths may cause severe gastrointestinal issues.

سنگ‌های صفراوی ممکن است باعث مشکلات شدید گوارشی شوند.

diagnosis of enteroliths requires imaging techniques.

تشخیص سنگ‌های صفراوی نیاز به تکنیک‌های تصویربرداری دارد.

preventing enteroliths involves proper diet management.

جلوگیری از تشکیل سنگ‌های صفراوی شامل مدیریت مناسب رژیم غذایی می‌شود.

enteroliths can lead to colic in horses.

سنگ‌های صفراوی می‌توانند باعث قولنج در اسب‌ها شوند.

owners should be aware of enteroliths in their pets.

صاحبان باید از وجود سنگ‌های صفراوی در حیوانات خانگی خود آگاه باشند.

enteroliths are often composed of mineral deposits.

سنگ‌های صفراوی اغلب از رسوبات مواد معدنی تشکیل شده‌اند.

treatment for enteroliths may involve surgery.

درمان سنگ‌های صفراوی ممکن است شامل جراحی باشد.

regular veterinary check-ups can help detect enteroliths early.

معاینات دامپزشکی منظم می‌تواند به تشخیص زودهنگام سنگ‌های صفراوی کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید