environmentally

[ایالات متحده]/ɪnˌvaɪrənˈmentəli/
[بریتانیا]/ɪnˌvaɪrənˈmentəli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به روشی که به محیط زیست مربوط می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

environmentally friendly

دوستدار محیط زیست

environmentally conscious

آگاه به محیط زیست

environmentally sustainable

پایدار از نظر زیست محیطی

environmentally responsible

مسئولیت‌پذیر زیست‌محیطی

environmentally friendly products

محصولات سازگار با محیط زیست

environmentally friendly practices

روش‌های سازگار با محیط زیست

environmentally friendly alternatives

جایگزین‌های سازگار با محیط زیست

جملات نمونه

it's becoming hip to be environmentally conscious.

در حال حاضر، آگاهی از محیط زیست مد شده است.

tourist attractions that are environmentally intrusive.

جاذبه‌های توریستی که به محیط زیست آسیب می‌رسانند.

everyone needs to become more environmentally aware .

همه باید بیشتر از آنچه هستند، نسبت به محیط زیست آگاه شوند.

activities deemed to be environmentally unsound.

فعالیت‌هایی که از نظر زیست‌محیطی نامناسب تلقی می‌شوند.

the committee called for improved protection of wildlife in environmentally sensitive areas.

کمیته خواستار بهبود حفاظت از حیات وحش در مناطق حساس زیست محیطی شد.

Building the proposed new road would be environmentally damaging.

ساخت جاده جدید پیشنهادی می‌تواند به محیط زیست آسیب برساند.

She claimed that nuclear power was the most environmentally safe form of energy.

او ادعا کرد که انرژی هسته‌ای از نظر زیست محیطی ایمن ترین شکل انرژی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید