epidemiologist

[ایالات متحده]/'epi,di:mi'ɔlədʒist/
[بریتانیا]/ˌ ɛpɪˌdimɪˈ ɑləd ʒɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کارشناس که انتشار و کنترل بیماری‌های عفونی را مطالعه می‌کند، به عنوان اپیدمیولوژیست شناخته می‌شود.
شکل‌های واژه

جملات نمونه

Sir Richard Doll, the epidemiologist who discovered the link between smoking and lung cancer in the 1960s, will this week warn that children living near electricity power lines are at an increased risk from leukaemia.

سر ریچارد دول، محقق اپیدمیولوژی که ارتباط بین استعمال دخانیات و سرطان ریه را در دهه 1960 کشف کرد، این هفته هشدار می دهد که کودکان زندگی کننده در نزدیکی خطوط برق با خطر بیشتری از سرطان خون مواجه هستند.

The epidemiologist studied the spread of infectious diseases.

محقق اپیدمیولوژی مطالعه گسترش بیماری های مسری را انجام داد.

An epidemiologist analyzes patterns and causes of diseases in populations.

محقق اپیدمیولوژی الگوها و علل بیماری ها را در جمعیت ها تجزیه و تحلیل می کند.

The epidemiologist conducted a study on the outbreak of a new virus.

محقق اپیدمیولوژی مطالعه ای در مورد شیوع یک ویروس جدید انجام داد.

Epidemiologists play a crucial role in public health surveillance and response.

محققان اپیدمیولوژی نقش مهمی در نظارت و پاسخ به سلامت عمومی ایفا می کنند.

The epidemiologist collected data to track the progression of the disease.

محقق اپیدمیولوژی داده ها را برای ردیابی روند بیماری جمع آوری کرد.

Epidemiologists use statistical methods to analyze health-related data.

محققان اپیدمیولوژی از روش های آماری برای تجزیه و تحلیل داده های مرتبط با سلامت استفاده می کنند.

The epidemiologist investigated the source of the foodborne illness outbreak.

محقق اپیدمیولوژی منبع شیوع بیماری های منتقله از غذا را بررسی کرد.

Epidemiologists study how diseases are distributed in populations.

محققان اپیدمیولوژی مطالعه می کنند که چگونه بیماری ها در جمعیت ها توزیع می شوند.

The epidemiologist collaborated with other researchers to analyze public health data.

محقق اپیدمیولوژی با سایر محققان برای تجزیه و تحلیل داده های سلامت عمومی همکاری کرد.

Epidemiologists work to prevent and control the spread of diseases.

محققان اپیدمیولوژی برای جلوگیری و کنترل گسترش بیماری ها تلاش می کنند.

نمونه‌های واقعی

My name is Carolyn Cannuscio, and I'm a social epidemiologist.

اسم من کارولین کانوسیو است و من یک همه‌گیرشناس اجتماعی هستم.

منبع: Vox opinion

Caitlin Rivers is an epidemiologist at the Johns Hopkins Center for Health Security.

کیتلین ریورز یک همه‌گیرشناس در مرکز امنیت بهداشتی جانز هاپکینز است.

منبع: VOA Special English Health

That's Seang Mei Saw. She's a myopia epidemiologist and physician in Singapore.

او سیانگ مِی سو است. او یک همه‌گیرشناس دوربینی و پزشک در سنگاپور است.

منبع: Vox opinion

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید