escalope

[ایالات متحده]/ˈɛskəˌlɒp/
[بریتانیا]/ˈɛskəˌlɑp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.(تکه‌ای از گوشت) که در خرده نان و تخم‌مرغ پوشانده شده و سپس سرخ می‌شود؛ برش نازکی از گوشت
Word Forms
جمعescalopes

عبارات و ترکیب‌ها

chicken escalope

اسکالوپ مرغ

veal escalope

اسکالوپ گوساله

pork escalope

اسکالوپ گوشت خوک

escalope sandwich

ساندویچ اسکالوپ

escalope dish

غذا با اسکالوپ

escalope recipe

دستور تهیه اسکالوپ

escalope sauce

سس اسکالوپ

fried escalope

اسکالوپ سرخ شده

escalope meal

وعده غذایی اسکالوپ

escalope platter

سینی اسکالوپ

جملات نمونه

she ordered a chicken escalope for dinner.

او برای شام یک غذای گوشت گوساله سفارش داد.

the escalope was served with a side of vegetables.

غذای گوشت گوساله با یک طرفه سبزیجات سرو شد.

he prefers his escalope to be lightly breaded.

او ترجیح می دهد غذای گوشت گوساله او به آرامی خمیر شود.

they enjoyed a delicious veal escalope at the restaurant.

آنها از یک غذای گوشت گوساله خوشمزه در رستوران لذت بردند.

the chef recommended the escalope with lemon sauce.

سرآشپز غذای گوشت گوساله با سس لیمو را توصیه کرد.

we tried a new recipe for mushroom escalope.

ما یک دستور العمل جدید برای غذای گوشت گوساله قارچ امتحان کردیم.

escalope can be made from various types of meat.

غذای گوشت گوساله را می توان از انواع مختلف گوشت تهیه کرد.

she learned how to cook an escalope perfectly.

او یاد گرفت که چگونه یک غذای گوشت گوساله را به طور کامل بپزد.

for a quick meal, an escalope is a great option.

برای یک وعده غذایی سریع، غذای گوشت گوساله گزینه خوبی است.

he garnished the escalope with fresh herbs.

او غذای گوشت گوساله را با گیاهان تازه تزئین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید