escolar

[ایالات متحده]/ˈɛskələr/
[بریتانیا]/ˈɛskələr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی ماهی (Lepidocybium flavobrunneum) که در مناطق گرمسیری اقیانوس اطلس یافت می‌شود؛ ماهی اسکلار، که در آب‌های گرمسیری اقیانوس اطلس زندگی می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

escolar year

سال تحصیلی

escolar activities

فعالیت‌های مدرسه

escolar supplies

لوازم مدرسه

escolar performance

عملکرد مدرسه

escolar environment

محیط مدرسه

escolar discipline

انضباط مدرسه

escolar policies

سیاست‌های مدرسه

escolar funding

تامین مالی مدرسه

escolar challenges

چالش‌های مدرسه

escolar resources

منابع مدرسه

جملات نمونه

she is an excellent escolar student.

او یک دانش آموز ممتاز escolar است.

the escolar program offers various scholarships.

برنامه escolar بورسیه‌های مختلفی ارائه می‌دهد.

he is involved in extracurricular escolar activities.

او در فعالیت‌های فوق برنامه escolar شرکت دارد.

the escolar system is being reformed.

سیستم escolar در حال اصلاح است.

they attended a escolar conference last week.

هفته گذشته در یک کنفرانس escolar شرکت کردند.

she received an award for her escolar achievements.

او برای دستاوردهای escolar خود جایزه دریافت کرد.

the escolar curriculum includes various subjects.

برنامه درسی escolar شامل موضوعات مختلفی است.

many students are pursuing escolar excellence.

بسیاری از دانش آموزان در حال دستیابی به برتری escolar هستند.

he is a mentor for younger escolar students.

او یک مربی برای دانش آموزان escolar جوانتر است.

the escolar community is very supportive.

جامعه escolar بسیار پشتیبانی کننده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید